هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از درد عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از فتنههای عشق، اشکهای بیپایان و دیوانگی ناشی از عشق میگوید و با تصاویری مانند زلف یار، لعل لب و ابروی خمیده، زیبایی معشوق را توصیف میکند. در نهایت، شاعر از فراق و ناکامی در عشق شکوه میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و دیوانگی عشق ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۵۸ - ای دیده بسی فتنه ز بالای تو دیده
ای دیده بسی فتنه ز بالای تو دیده
صد گونه بلا از سر زلف تو کشیده ۱
تا اشک، غبار از ره او باز نشاند
بسیار دویده است و بگردش نرسیده ۲
دیوانه شده عقل در آن دم که بشوخی
لعل تو فسون خوانده و خط تو دمیده ۳
با اینهمه شیرینی و لطف است نی قند
پیشت ز تحیر سر انگشت گزیده ۴
با سیل دو چشمم چه بود قصه طوفان؟
از دیده بسی فرق بود تا به شنیده ۵
زانگونه که قندیل فروزند به محراب
دل سوخت در آن طاق دو ابروی خمیده ۶
شاهی، هوست بود حدیثی ز دهانش
افسوس که رفتی ز جهان هیچ ندیده ۷
صد گونه بلا از سر زلف تو کشیده ۱
تا اشک، غبار از ره او باز نشاند
بسیار دویده است و بگردش نرسیده ۲
دیوانه شده عقل در آن دم که بشوخی
لعل تو فسون خوانده و خط تو دمیده ۳
با اینهمه شیرینی و لطف است نی قند
پیشت ز تحیر سر انگشت گزیده ۴
با سیل دو چشمم چه بود قصه طوفان؟
از دیده بسی فرق بود تا به شنیده ۵
زانگونه که قندیل فروزند به محراب
دل سوخت در آن طاق دو ابروی خمیده ۶
شاهی، هوست بود حدیثی ز دهانش
افسوس که رفتی ز جهان هیچ ندیده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - ای بهر قتل ما زده بر ابروان گره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.