هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از زلف یار و پیچیدگیهای آن به عنوان نمادی از مشکلات عشق یاد میکند و از غم و رنجهای عشق، رقیبان و ناپایداری شرایط مینالد. همچنین، به آرزوی رهایی از بند عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
شماره ۱۷۰ - اگر زلف تو خم در خم نبودی
اگر زلف تو خم در خم نبودی
مرا حال این چنین در هم نبودی ۱
غمی دارم ز زلفت یادگاری
بلا بودی اگر این هم نبودی ۲
کجا رفت آنکه در خلوتگه راز
به جز ما و تو کس محرم نبودی ۳
غم از جور رقیبان است در عشق
اگر از یار بودی، غم نبودی ۴
رهایی جستی از بند تو شاهی
بنای عشق اگر محکم نبودی ۵
مرا حال این چنین در هم نبودی ۱
غمی دارم ز زلفت یادگاری
بلا بودی اگر این هم نبودی ۲
کجا رفت آنکه در خلوتگه راز
به جز ما و تو کس محرم نبودی ۳
غم از جور رقیبان است در عشق
اگر از یار بودی، غم نبودی ۴
رهایی جستی از بند تو شاهی
بنای عشق اگر محکم نبودی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - لب شیرین شکرخند داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.