هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از بیتوجهی و بیمهری دیگران شکایت میکند و بر اهمیت عشق و محبت تأکید دارد. شاعر از بیوفایی و بیمهری حریفی گله میکند و به او هشدار میدهد که عمرش را بیهوده تلف نکند. همچنین، از درد هجران و بدخویی دیگران مینالد و به مخاطب یادآوری میکند که دعاگوی بهتری از معشوق ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند هجران و بدخویی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۷۲ - دلا از مردمی بویی نداری
دلا از مردمی بویی نداری
اگر سودای دلجویی نداری ۱
حرامت باد عمر، ار موسم گل
حریفی و لب جویی نداری ۲
چو عنبر لاف زلفش تا کی ای مشک؟
کز این معنی تو هم بویی نداری ۳
تو خوش باش ای ملامت گو، که چون من
دل اندر دست بدخویی نداری ۴
به تیغ هجر، شاهی را میازار
کز او بهتر دعاگویی نداری ۵
اگر سودای دلجویی نداری ۱
حرامت باد عمر، ار موسم گل
حریفی و لب جویی نداری ۲
چو عنبر لاف زلفش تا کی ای مشک؟
کز این معنی تو هم بویی نداری ۳
تو خوش باش ای ملامت گو، که چون من
دل اندر دست بدخویی نداری ۴
به تیغ هجر، شاهی را میازار
کز او بهتر دعاگویی نداری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۱ - لب شیرین شکرخند داری
گوهر بعدی:شماره ۱۷۳ - با اهل وفا ز هر چه داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.