هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و رنج‌های ناشی از آن می‌گوید. او از رفتار سختگیرانه معشوق شکایت دارد و اشاره می‌کند که در راه عشق، آزار دیگران ناپسند است. همچنین، شاعر زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل‌ها را توصیف می‌کند و بیان می‌دارد که معشوق از حال دل او آگاه است، اما توجهی به آن ندارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۱۷۴ - مرا کشتی، متاب آن گوشه ابرو به عیاری

مرا کشتی، متاب آن گوشه ابرو به عیاری
کمان بر من مکش جانا، که تیری خورده ام کاری ۱

به فریاد خود آزار سگ کویت نمیخواهم
که در کیش محبت کفر باشد مردم آزاری ۲

سرشک عاشقان شنگرف گون میآید از دیده
بهار عارضش را تا دمیده خط زنگاری ۳

کشیده نرگست بر قلب جانها تیغ بیدادی
فکنده طره ات در راه دلها دام طراری ۴

چو می بیند مه روی تو، از خود میرود شاهی
تو حال دل همی دانی، ولی با خود نمی آری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - با اهل وفا ز هر چه داری
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - دلا ز نرگس مستانه که میپرسی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.