هوش مصنوعی:
این شعر از عاشقانههای کلاسیک فارسی است که در آن شاعر به معشوق خود گلایه میکند و از بیتوجهی و بیوفایی او شکایت دارد. شاعر از رفتارهای ناپسند معشوق مانند غفلت از عشق واقعی، اسراف در زیبایی و جذابیت، و رد کردن محبت یاران قدیمی انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و گلایههای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۸۱ - ای که در بزم طرب جام دمادم میزنی
ای که در بزم طرب جام دمادم میزنی
خون دل ناخورده چند از عاشقی دم میزنی؟ ۱
ضایع آن نازی که با اهل تنعم میکنی
حیف از آن تیری که بر دلهای بیغم میزنی ۲
باز کن از خواب ناز آن نرگس رعنا که عمر
میرود چون دور گل، تا چشم بر هم میزنی ۳
میگشائی طره و دلها بغارت میبری
مینمائی چهره و آتش بعالم میزنی ۴
میکنی محروم از این در شاهی درمانده را
دست رد بر سینه یاران محرم میزنی ۵
خون دل ناخورده چند از عاشقی دم میزنی؟ ۱
ضایع آن نازی که با اهل تنعم میکنی
حیف از آن تیری که بر دلهای بیغم میزنی ۲
باز کن از خواب ناز آن نرگس رعنا که عمر
میرود چون دور گل، تا چشم بر هم میزنی ۳
میگشائی طره و دلها بغارت میبری
مینمائی چهره و آتش بعالم میزنی ۴
میکنی محروم از این در شاهی درمانده را
دست رد بر سینه یاران محرم میزنی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۰ - ای بی خبر از سوز دل و داغ نهانی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۲ - دولت وصلش میسر کی شود بی جستجوی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.