هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از ابن یمین، شاعر فارسیزبان، بیانگر عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است. او با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، مانند مقایسه گلها با خار در حضور معشوق و تشبیه دل به بازاری گرم از عشق، احساسات خود را توصیف میکند. شاعر از درد فراق و رشک به طبیعت که از نزدیکی به معشوق برخوردار است، مینالد و در نهایت از معشوق میخواهد که مانند آستین، دستگیر او باشد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رشک و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۴ - گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست
گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست
پیش رخ تو خار نماید چنانکه هست ۱
با دود و آتش جگر و دل ز رشک تست
هر لاله ئی که باشد و هر ارغوان که هست ۲
گر بهر سرو سرکش تو نیست پس چراست
در جویبار چشم من آب روان که هست ۳
از دست دیده کار دل من بجان رسید
کو آشکار میکندش هر نهان که هست ۴
گر چه یقینست آنکه دهن نیستت ولی
میافکند حدیث توأم در گمان که هست ۵
باریکتر ز موی میانت دقیقه ایست
کز وی بجز کمر ندهد کس نشان که هست ۶
تا دستگیر بنده شوی همچو آستین
باشد سرم همیشه بر این آستان که هست ۷
بازار دل چو ز آتش سودای تست گرم
کمتر ز سود نیست مرا هر زیان که هست ۸
ابن یمین مخواه دل از دلستان که نیست
گر بایدت بیا ببر این نیم جان که هست ۹
پیش رخ تو خار نماید چنانکه هست ۱
با دود و آتش جگر و دل ز رشک تست
هر لاله ئی که باشد و هر ارغوان که هست ۲
گر بهر سرو سرکش تو نیست پس چراست
در جویبار چشم من آب روان که هست ۳
از دست دیده کار دل من بجان رسید
کو آشکار میکندش هر نهان که هست ۴
گر چه یقینست آنکه دهن نیستت ولی
میافکند حدیث توأم در گمان که هست ۵
باریکتر ز موی میانت دقیقه ایست
کز وی بجز کمر ندهد کس نشان که هست ۶
تا دستگیر بنده شوی همچو آستین
باشد سرم همیشه بر این آستان که هست ۷
بازار دل چو ز آتش سودای تست گرم
کمتر ز سود نیست مرا هر زیان که هست ۸
ابن یمین مخواه دل از دلستان که نیست
گر بایدت بیا ببر این نیم جان که هست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳ - گر دلم بردی بغارت قصد جان باری چراست
گوهر بعدی:شماره ۷۵ - گر مرا جان رود اندر پی جانان از دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.