درباره ابن یمین فَرومَدی

ابن یمین (زاده ۶۶۴ – درگذشته ۷۴۶) با نام کامل امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طغرایی مستوفی بیهقی فریومدی، شاعر و بزرگ‌ترین قطعه‌سرای ایرانی بود، که بخش اعظم زندگانی وی در روستای فرومد واقع در خراسان از حوالی سبزوار سپری شد. وی را به جهت شغل استیفاء و طغرانویسی در دربار، مستوفی و طغرایی می‌خواندند.

پدرش ترک‌نژاد بود و به روزگار سلطان محمد خدابنده، در روستای فَریومَد (فرومد) زمینی خرید و در آن‌جا ساکن شد. وی فردی ادیب و شاعر بوده‌است و در دستگاه حکومتی خواجه علاءالدین محمد فریومدی — صاحب دیوان و وزیر خراسان — به استیفاء و طغرانویسی اشتغال داشت. پدرش در شکل‌گیری استعداد شاعری ابن یمین تاثیر بسزایی داشت و از روزگار نوجوانی فرزندش، او را به مشاعره و مناظره وامی‌داشت. پدرش در سال ۷۲۲ ه.ق از دنیا رفت و در فریومد دفن شد.

تاریخ ولادت ابن یمین به طور مشخص، معلوم نیست اما از آنجا که در برخی از اشعارش به سال‌های ۷۰۳ و ۷۰۴ ه.ق اشاره داشته‌است و با توجه به اینکه اگر در آن تاریخ، بیست ساله بوده‌است، طبعا تاریخ ولادت او ۶۸۵ ه.ق بود‌ه‌است. او را متولد یکی از سال‌های ۶۶۳، ۶۶۵ و ۶۶۹ ه.ق نیز یاد کرده‌اند. وی دوران کودکی خویش را در زادگاهش، فریومد گذراند. از آنجا که شغل طغرایی و دیوانی در خاندان ابن یمین موروثی بوده‌است، ابن یمین نیز در جوانی به این شغل اشتغال داشت. او همچون پدرش به دستگاه خواجه علاءالدین وارد شد و هنگامی که سلطان ابوسعید بهادرخان به سال ۷۳۶ ه.ق درگذشت، همراه خواجه علاءالدین به دربار طغای تمور پیوست و به همین جهت چند سالی را در استرآباد گذراند. ابن یمین پس از بالاگرفتن قیام سربداران، از دربار طغای خارج شد و با او در جنگی که میان سربداران و ملک معزالدین حسین کرت — از فرمانروایان هرات — به سال ۷۴۳ درگرفت شرکت کرد. این نبرد در ناحیه زاوه از نواحی تربت حیدریه کنونی رخ داد و امیرمسعود در این نبرد شکست خورده و گریخت. با شکست سپاهیان امیرمسعود، یاران به اسارت درآمدند و ابن یمین نیز اسیر شد. در این درگیری، دیوان اشعار ابن یمین ناپدید شد. پس از حضور ابن یمین در حالت اسارت در درگاه ملک حسین، ملک حسین از او دلجویی کرد و او را آزاد ساخت. ابن یمین نیز قطعه‌ای را در تاسف از از دست رفتن دیوانش و قدردانی از سلطان سرود. ابن یمین دوران ابتدایی و انتهایی زندگی خویش را در فرومد گذراند. وی در دوران زندگی در فریومد به کشاورزی مشغول بود و از این طریق امرار معاش می‌کرد. آورده‌اند که هرچه کسب می‌کرد در بین فقرا تقسیم می‌کرد.

ابن یمین در سال ۷۶۹ ه.ق مصادف با سومین سال حکومت نجم‌الدین علی موید، درگذشت. دولتشاه سمرقندی به تبعیت از اوحدی و شوشتری، تاریخ ۷۴۵ ه.ق را در خصوص سال درگذشت ابن یمین، نادرست می‌داند. تاریخ‌های دیگری چون ۷۴۳ ه.ق نیز برای تاریخ درگذشتش عنوان شده‌است. از احوالات شخصی و خانوادگی ابن یمین، اطلاعات دقیقی در دست نیست. در جایی از اشعارش سه تا چهار فرزند را برای خود مدعی است ولی تنها ۲ نام از فرزندانش را نام می‌برد.

دیوانی که از ابن یمین بر جای مانده‌است، شامل قصیده، غزل، مقطع، رباعی و چند ترجیع‌بند، ترکیب‌بند، مسمط، مخمس، مستزاد و چند مثنوی است. در دیوان او برخی ماده‌ تاریخ و چیستان نیز وجود دارد. دیوان اصلی او در سال ۷۶۳ ه.ق در جنگ میان سربداران و معزالدین حسین کرت به غارت رفت و دیگر یافت نشد. به گفته خودش، ۱۰ سال بعد از این واقعه، آنچه از دیوانش در یاد و خاطره و همچنین در «جرائد افاضل نامدار» و «سفائن اماثل» باقی مانده بود، مجدد گردآوری کرد و سروده‌های سال‌های پس از آن را نیز به آن افزود تا دیوانی دیگر رقم بخورد. امروزه از این دیوان، نسخه‌های مختلفی در دست می‌باشد. اهمیت و شهرت ابن یمین طغرایی، بیشتر به سبب قطعات معروف اوست که بر مضامین اخلاقی و اجتماعی سروده شده‌است.
در ویکی پدیا بیشتر بخوانید

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - آمدم بار دگر بر سر پیمان شما شماره ۲ - ای تو از حسن در جهان سمرا شماره ۳ - ایها العشاق از آن نامهربان بس شد مرا شماره ۴ - الا ای دل اگر خواهی تماشاگاه علوی را شماره ۵ - باشد از من باز کمتر غم جدا شماره ۶ - بیا ماهرویا شکر لب نگارا شماره ۷ - بر وصالش یک نفس گر دسترس باشد مرا شماره ۸ - تا بر آن قامت و بالا نظر افتاد مرا شماره ۹ - توئی که مهر تو دلبند و دلگشاست مرا شماره ۱۰ - خرم آن کوی که منزلگه یارست آنجا شماره ۱۱ - زلف مشکین تو سرمایه سود است مرا شماره ۱۲ - شمع رخسار تو شیرین پسرا سوخت مرا شماره ۱۳ - هر که بیند رخ آندلبر یغمائی را شماره ۱۴ - ای گشته از صفای رخت شرمسار آب شماره ۱۵ - بر من گذشت آن پسر شنگ نوش لب شماره ۱۶ - بیاض غمزه روی و سواد طره شب شماره ۱۷ - بر گل سیراب او بین سنبلی پر پیچ و تاب شماره ۱۸ - تا کرد زیر سایه نهان زلفت آفتاب شماره ۱۹ - روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتاب شماره ۲۰ - گر چه با ترکانه چشم مست او دارم عتاب شماره ۲۱ - گر از روی تو افتد عکس بر آب شماره ۲۲ - اگر معشوق سیم اندام اهلست شماره ۲۳ - ای ترک بده باده گلفام که عیدست شماره ۲۴ - ای قبله صاحبنظران روی چو ماهت شماره ۲۵ - آن کزو داریم درد دل دوای جان ماست شماره ۲۶ - ای مرا خاک کف پای تو چون آبحیات شماره ۲۷ - ایدل مده ببند سر زلف یار دست شماره ۲۸ - بفروغ مهر رویش که مهست از آن عبارت شماره ۲۹ - بیتو ایجان و جهان کار من از دست برفت شماره ۳۰ - بحسن روی تو خورشید عالم آرانیست شماره ۳۱ - با من آن مهروی من نامهربان از بهر چیست شماره ۳۲ - باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفت شماره ۳۳ - بر ماه و سرو آید هر لحظه صد قیامت شماره ۳۴ - بر دلم از جور او امبار بار دیگرست شماره ۳۵ - بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرست شماره ۳۶ - بنده ی سروم به آزادی که چون بالای تست شماره ۳۷ - پرتوی روی تو بر کسوت خوبی علم است شماره ۳۸ - تا بر گل سیراب تو از غالیه خالیست شماره ۳۹ - تو را ز شکر شیرین از آن دمید نبات شماره ۴۰ - تویی که سایه ی زلفت شعار خورشیدست شماره ۴۱ - جبیب یار پاکدامن مطلع روز منست شماره ۴۲ - جانا دلم آمد بهوای سر زلفت شماره ۴۳ - چون بت من بر سمن زلف معنبر شکست شماره ۴۴ - خرامان می رود دلبر تعالی الله چه رفتارست شماره ۴۵ - خوشست آن پسته ی خندان و خوش آن گفتارت شماره ۴۶ - دلا به دست گرفتی می این چه دستانست شماره ۴۷ - در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیست شماره ۴۸ - دهن غنچه وشت پسته خندان منست شماره ۴۹ - دوش چه دانی مرا بی تو چه بر سر گذشت شماره ۵۰ - روی شهر آرای یارم آفتابی دیگرست شماره ۵۱ - روی زیبای تو آرایش هر انجمن است شماره ۵۲ - رخسار لاله رنگ خوشت آتش ترست شماره ۵۳ - رویت که ازو عالم خوبی بنظام است شماره ۵۴ - زلف دلبر گیرم امشب آن شبست شماره ۵۵ - زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاست شماره ۵۶ - زین پیش داشتم صنمی سیمبر بدست شماره ۵۷ - ساقی بیا که موسم آب چو آتش است شماره ۵۸ - سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانت شماره ۵۹ - سبزه و آب روان باده گلگون بدست شماره ۶۰ - ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنست شماره ۶۱ - ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیست شماره ۶۲ - ساقیا چون گل شکفت از می پرستی چاره نیست شماره ۶۳ - شبی خیال تو بر من بصد دلال گذشت شماره ۶۴ - شکرست آن لب میگون تو یاقوت روانست شماره ۶۵ - شهره شهر شد از غایت خوبی رویت شماره ۶۶ - شکن زلف یار پر شکن است شماره ۶۷ - عالم از حسن تو یکسر حسن آباد شدست شماره ۶۸ - عشقبازی با چو تو معشوق کاری بس خوشست شماره ۶۹ - قبله جان طاق ابروی شماست شماره ۷۰ - کشور حسن تو امروز بکام دل ماست شماره ۷۱ - گل جمال تو چون بر فراز سرو شکفت شماره ۷۲ - گر چه هر دم ز غمت بر دلم آزاری هست شماره ۷۳ - گر دلم بردی بغارت قصد جان باری چراست شماره ۷۴ - گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست شماره ۷۵ - گر مرا جان رود اندر پی جانان از دست شماره ۷۶ - لعل شیرین تو پیرایه در عدن است شماره ۷۷ - مشکین سر زلف تو که در پای کشانست شماره ۷۸ - ما چو زلف و چشمت ای مهوش پریشانیم و مست شماره ۷۹ - مرا ترکانه چشم او به مستی گر جفاها گفت شماره ۸۰ - ماه عیدست این ندانم یا خم ابروی دوست شماره ۸۱ - نه هر گیاه که در باغ رست شمشادست شماره ۸۲ - هرگز از یاد نخواهد شدنم صحبت دوست شماره ۸۳ - هنگام نو بهار و لب جویبار و کشت شماره ۸۴ - هر کجا صاحبدلی آزاده و فرزانه ایست شماره ۸۵ - هر سحر بی شام زلفین تو ای حورا صفت شماره ۸۶ - هرکه با زلف تو اندر دام نیست شماره ۸۷ - یا رب این پسته شیرین چه شکر گفتارست شماره ۸۸ - یا رب این بوی خوش از روضه رضوان برخاست شماره ۸۹ - یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منست شماره ۹۰ - زهی من وفای تو نا دیده هیچ شماره ۹۱ - ای لعل درفشان تو کرده بیان روح شماره ۹۲ - از روی تو ایمهوش گر پرده بر اندازند شماره ۹۳ - امیدوارم از آنمه که مهربان گردد شماره ۹۴ - آن ترک یغمائی نگر دلها بیغما میبرد شماره ۹۵ - آندم که مرا فرقت آن لعبت چین بود شماره ۹۶ - آنها که درین دوران صاحبنظران باشند شماره ۹۷ - باز آمد آن نگار که از ما بریده بود شماره ۹۸ - بنده ئی کز چو تو شاهی بوی اعزاز رسد شماره ۹۹ - بر برگ گلش سنبل سیراب ببینید شماره ۱۰۰ - با من و دلدار من جز بخت در مجلس مباد شماره ۱۰۱ - بوئی که ز چین سر زلفت بمن آید شماره ۱۰۲ - با ما غم هجران تو ای دوست نه آن کرد شماره ۱۰۳ - بازم از دیده در بار گهر میآید شماره ۱۰۴ - بر گل سیراب سنبل را چو جولان میدهد شماره ۱۰۵ - تا سنبل سیراب تو بر لاله گره شد شماره ۱۰۶ - تا سنبل تر بر سمنت جلوه گری کرد شماره ۱۰۷ - تا ز پیشم نازنین دلدار شد شماره ۱۰۸ - جز زلف یار غالیه بر روی مه که کرد شماره ۱۰۹ - جز رخ یار من بهار که دید شماره ۱۱۰ - جانا ز لبت ما را گر کام نخواهد بود شماره ۱۱۱ - چون نبات از شکر میگونش سر بر میزند شماره ۱۱۲ - چو روی آن پری پیکر گلی بیخارکی باشد شماره ۱۱۳ - چون پسته خندان توأم در نظر آید شماره ۱۱۴ - خطش از ریحان طرازی بر گل سوری کشید شماره ۱۱۵ - دل دیوانه سار من چو از زلفش در آویزد شماره ۱۱۶ - در خواب اگر خیال تو بر من گذر کند شماره ۱۱۷ - روز و شب از دو چشم من گر همه سیل خون شود شماره ۱۱۸ - روزگاریکه بهجران توأم میگذرد شماره ۱۱۹ - زلفت از سنبل تر گرد سمن پرچین کرد شماره ۱۲۰ - ز آن روی طره ی پر رخ دلدار کج نهند شماره ۱۲۱ - ز تاب می چو خوی از روی دلستان بچکد شماره ۱۲۲ - زمانه رونق کارم به کام می نکند شماره ۱۲۳ - سنبل زلف تو چون از گل تر بردارند شماره ۱۲۴ - سنبل غالیه گون بر گل تر می شکند شماره ۱۲۵ - شادباش ای دل که حالت پیش جانان گفته اند شماره ۱۲۶ - شراب عشق چون در جام کردند شماره ۱۲۷ - صبحدم بادی که از سوی خراسان می دمد شماره ۱۲۸ - صبا ز برگ گلش چون کلاله بر گیرد شماره ۱۲۹ - طالع سعد دلم زان رخ گلگون گیرد شماره ۱۳۰ - عاشق اول ز سر جان و جهان برخیزد شماره ۱۳۱ - عاشقان تا ز کمند غم عشقت نرهند شماره ۱۳۲ - عشق تو گر ضلال دل ماست گر رشاد شماره ۱۳۳ - عاشقان چون عزم رفتن سوی دلبر کرده اند شماره ۱۳۴ - گرد گلت سبزه تر میدمد شماره ۱۳۵ - گر بوصل خودم آنماه زمانی بدهد شماره ۱۳۶ - گر چشم من ایجان جهان روی تو بیند شماره ۱۳۷ - لب و دندان تو با لعل و گهر میماند شماره ۱۳۸ - ماهروی من اگر پرده ز رخ بگشاید شماره ۱۳۹ - مرا بمجلس انس تو بار چون نبود شماره ۱۴۰ - مرا ز عشق تو گر شادیی بجان نرسد شماره ۱۴۱ - مردم چشمم که در غرقاب بازی میکند شماره ۱۴۲ - نرگس مست تو گر دست بدستان نبرد شماره ۱۴۳ - نرگس مست تو این فتنه که بنیاد نهاد شماره ۱۴۴ - نگار ماه رخم چون نقاب بگشاید شماره ۱۴۵ - هست وقت عیش ساغر در دهید شماره ۱۴۶ - هر که ما را در هوای او ملامت میکند شماره ۱۴۷ - هر نسیمی که ز خاک در جانان باشد شماره ۱۴۸ - هر کس که بکام از سر کوی تو گذر کرد شماره ۱۴۹ - هر که را در سر هوای چون تو دلداری بود شماره ۱۵۰ - یک قدح می دوبدره زر ارزد شماره ۱۵۱ - آمد بهار و وقت نشاطست می بیار شماره ۱۵۲ - ای رخ خوب تو چون گل چمن آرای دگر شماره ۱۵۳ - ای ماه مهربان مه مهرست می بیار شماره ۱۵۴ - ایچشم آهوانه تو مست شیرگیر شماره ۱۵۵ - ای برده نرد حسن ز خوبان روزگار شماره ۱۵۶ - بدان ای محتسب یکبار دگر شماره ۱۵۷ - باد بهاری وزید از طرف جویبار شماره ۱۵۸ - تعالی الله چه رویست آن که دارد ترک سیمین بر شماره ۱۵۹ - حبذا نزهت ایام بهار شماره ۱۶۰ - دل بدست غم جانان دهم و جان بر سر شماره ۱۶۱ - دلبرا سلسله غالیه گونست مگر شماره ۱۶۲ - روی زیبای ترا نیست در آفاق نظیر شماره ۱۶۳ - کوکبه گل رسید ای صنم گلعذار شماره ۱۶۴ - گل بصد ناز در آمد بچمن بار دگر شماره ۱۶۵ - گر کسی چشم و لبی خواست چو بادام و شکر شماره ۱۶۶ - صنما حال زار من بنگر شماره ۱۶۷ - صبحدم باد صبا آمد و آورد خبر شماره ۱۶۸ - از توأم آرزوی بوس و کنارست هنوز شماره ۱۶۹ - ای خم ابروی تو قبله اصحاب نیاز شماره ۱۷۰ - نرگس مست تو دارد هوس خواب هنوز شماره ۱۷۱ - ساقیا خیز که گل عزم چمن دارد باز شماره ۱۷۲ - صبر دل آورد روی از عشق جانان در گریز شماره ۱۷۳ - خلیلم گو نقاب از رخ برانداز شماره ۱۷۴ - دل بزنجیر سر زلف تو در بستم باز شماره ۱۷۵ - تا سپهر حسن را رخسار تو ماهست و بس شماره ۱۷۶ - منم از محنت ایام بدانسان که مپرس شماره ۱۷۷ - آمد آنسرو سهی بر گل نشان سنبلش شماره ۱۷۸ - ای ز جام می عشق تو خرد رفته ز هوش شماره ۱۷۹ - رنگ یاقوت آبدارت خوش شماره ۱۸۰ - گر کند ماه فلک زهره زهرا در گوش شماره ۱۸۱ - در دلم کم زن ای پسر آتش شماره ۱۸۲ - خوش آنشعر سیه بر پرنیانش شماره ۱۸۳ - باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش شماره ۱۸۴ - باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش شماره ۱۸۵ - چو شمع روی تو افروخت در جهان آتش شماره ۱۸۶ - گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش شماره ۱۸۷ - تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوف شماره ۱۸۸ - تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق شماره ۱۸۹ - روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفق شماره ۱۹۰ - ای بعمد از ده بر لاله تر خال ز مشک شماره ۱۹۱ - ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگ شماره ۱۹۲ - ای شمع رخسار ترا پروانه خورشید فلک شماره ۱۹۳ - ای در زمانه حسن تو چون در بهار گل شماره ۱۹۴ - ای بخوبی عارضت ماه چکل شماره ۱۹۵ - بیا که شد چمن از آب ابرو آتش گل شماره ۱۹۶ - ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل شماره ۱۹۷ - ای قاعده زلف دلاویز تو مشکل شماره ۱۹۸ - گر بصبوحی کنی عزم تماشای گل شماره ۱۹۹ - ایجان و جهان بیتو سر خویش ندارم شماره ۲۰۰ - این منم باز که روی چو مهت می بینم شماره ۲۰۱ - ای خم زلف تو چون حلقه جیم شماره ۲۰۲ - ای روی دلربای تو خورشید انورم شماره ۲۰۳ - باز منزل بسر کوی نگار آوردیم شماره ۲۰۴ - تا فتادست نظر بر رخ رخشان توام شماره ۲۰۵ - تا من زبان چو بلبل خوشگو گشوده ام شماره ۲۰۶ - خیال روی تو هر شب بخواب میجویم شماره ۲۰۷ - خوش بهاریست بیا تا طرب از سر گیریم شماره ۲۰۸ - دل به بند سر زلفین تو دادیم و شدیم شماره ۲۰۹ - در آی از درم ای آرزوی دل که بر آنم شماره ۲۱۰ - روز آنست که با یار بمیخانه رویم شماره ۲۱۱ - روی بنمای ایصنم کز شوق جان میسوزدم شماره ۲۱۲ - زلف مشکین تو بر طرف بنا گوش چو میم شماره ۲۱۳ - ساقیا باده گلفام هوس میکندم شماره ۲۱۴ - ساقیا موسم آنست که می نوش کنیم شماره ۲۱۵ - صبح از سر صفا بجهان در دمید دم شماره ۲۱۶ - گاه آنست که در آب سر افشان گردیم شماره ۲۱۷ - کج نظر باشم اگر با تو بدل راست نیم شماره ۲۱۸ - من اندر حلقه زلفش دلی دارم خراب از غم شماره ۲۱۹ - مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم شماره ۲۲۰ - من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدم شماره ۲۲۱ - من از هوای تو ایسرور راستین چکنم شماره ۲۲۲ - من عاشق و رند و می پرستم شماره ۲۲۳ - نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریم شماره ۲۲۴ - ای روی دلربای تو باغ و بهار حسن شماره ۲۲۵ - ای قاعده زلفت آشوب جهان بودن شماره ۲۲۶ - ایدل ره عاشقی طلب کن شماره ۲۲۷ - ای رخ زیبای تو رشک سمن شماره ۲۲۸ - ایصنم گلعذار ای بت سیمین ذقن شماره ۲۲۹ - ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردون شماره ۲۳۰ - ایام گل ار بی مل خواهی بسر آوردن شماره ۲۳۱ - ای نرگس مست تو برده دل هشیاران شماره ۲۳۲ - بر بیاض مه سواد خط عنبر ساش بین شماره ۲۳۳ - تا دلم شد در خم آن طره مشکین نهان شماره ۲۳۴ - تا بود در شکن طره جانان دل من شماره ۲۳۵ - تا بر کنار حسن نشست ابرویت چو نون شماره ۲۳۶ - تا شدم آگاه از آن زنجیر زلف قیرگون شماره ۲۳۷ - جانا بچشم رحمت بنگر به بینوایان شماره ۲۳۸ - چنان بخون دلم در زد آن پسر ناخن شماره ۲۳۹ - زلف و رخسار تو دانی بچه مانند بخون شماره ۲۴۰ - شکر میریزد از پسته نگارم در سخن گفتن شماره ۲۴۱ - صبح دمید ساقیا بزم صبوح ساز کن شماره ۲۴۲ - عارضست آن یا گل سیراب بر برگ سمن شماره ۲۴۳ - کار عشاق است جان در عشق جانان باختن شماره ۲۴۴ - گر دلی بودی مرا در طالع و فرمان من شماره ۲۴۵ - ندانم صبغه الله است یا گلگون شرابست این شماره ۲۴۶ - نگارا عزم آن دارم که گر بر رغم اغیاران شماره ۲۴۷ - یا رب رخ دلدارست یا ماه تمامست این شماره ۲۴۸ - یا رب گلست عارض زیبات یاسمن شماره ۲۴۹ - آبحیات میچکد از لب جانفزای تو شماره ۲۵۰ - ای بخوبی رخ تو برده ز خورشید گرو شماره ۲۵۱ - ای مرا از لب تو شهد و شکر نو بر نو شماره ۲۵۲ - ایماه آسمان لطافت جمال تو شماره ۲۵۳ - بکمند تابدارت که مهست در خم او شماره ۲۵۴ - چون ذره هوا میکند ای ماه ز هر سو شماره ۲۵۵ - سنبل است آن بنا گوش سمن سیمای تو شماره ۲۵۶ - مرحبا ایچشم جان روشن بنور رای تو شماره ۲۵۷ - نگارم ار بگذارد ز رخ نقاب فرو شماره ۲۵۸ - هستم بجستجوی تو پوینده کو بکو شماره ۲۵۹ - آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداخته شماره ۲۶۰ - ای ترک پریچهره از آن جام شبانه شماره ۲۶۱ - ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه شماره ۲۶۲ - این منم بار دگر عزم خراسان کرده شماره ۲۶۳ - پری رخا نکنی هیچ سوی بنده نگاه شماره ۲۶۴ - تا در آمد خط شبرنگ تو پیرامن ماه شماره ۲۶۵ - تا تو ایدلبر چو ماه انوری آراسته شماره ۲۶۶ - روی میتابد ز من آن سیمبر یعنی که چه شماره ۲۶۷ - سحرگه آن صنم سرو قد شتاب زده شماره ۲۶۸ - شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانه شماره ۲۶۹ - فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاه شماره ۲۷۰ - گر نور روی روشنت افتد بر آینه شماره ۲۷۱ - گفتم ایدوست شدم عاشق آن روی چو ماه شماره ۲۷۲ - مرا زنجیر زلف او بدان سان کرد دیوانه شماره ۲۷۳ - ایعارض مه پیکر تو صورت جانی شماره ۲۷۴ - ایزلف تو سر تا قدم آشوب جهانی شماره ۲۷۵ - ایصبا گر بودت سوی خراسان گذری شماره ۲۷۶ - ای از تو هزار فتنه بر پای شماره ۲۷۷ - ای جان و جهانرا ز رخت نور و نوائی شماره ۲۷۸ - ای روی تو آئینه الطاف الهی شماره ۲۷۹ - آنچه با من میکند از دوستی سیمین تنی شماره ۲۸۰ - ایماه دل افروز بگردان قدح می شماره ۲۸۱ - آبحیاتست یا لبان که تو داری شماره ۲۸۲ - ای باد صبا بگذر ز آنجا که تو میدانی شماره ۲۸۳ - ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلی شماره ۲۸۴ - ای زلف دلاویزت در گردن جان بندی شماره ۲۸۵ - ای آنکه بخوبی بمه چارده مانی شماره ۲۸۶ - آن غالیه گون نقش نگر بر گل سوری شماره ۲۸۷ - بیا ساقی بدور دو ستکانی شماره ۲۸۸ - بگرد مه ز عنبر خط کشیدی شماره ۲۸۹ - بگوش جان من آید دمادم آوازی شماره ۲۹۰ - بحسن روی تو ای آفتاب خرگاهی شماره ۲۹۱ - بتا از نازکی گوئی ز سر تا پا همه جانی شماره ۲۹۲ - بمراد دل من گر بودم دسترسی شماره ۲۹۳ - بنمای رخ ببنده که شمس و قمر توئی شماره ۲۹۴ - تا بر سریر حسن توئی ماه چهره ئی شماره ۲۹۵ - تا شد درست بر تو که پیمان شکسته ئی شماره ۲۹۶ - تا ساخته ئی بر قمر از غالیه خالی شماره ۲۹۷ - تنگ شکرست این دهن ایجان که تو داری شماره ۲۹۸ - تا خط مشکبار برخ بر کشیده ئی شماره ۲۹۹ - تا نقاب از روی شهر آرای خود برداشتی شماره ۳۰۰ - تو آن نئی که ندانی طریق دلداری شماره ۳۰۱ - بگو ای ماه تابان تا کجائی شماره ۳۰۲ - جانا رخ چون بهار بنمای شماره ۳۰۳ - جان به چشمم در نیاید ور نه جانت خواندمی شماره ۳۰۴ - جانا چه کرده ایم که از ما بریده ای شماره ۳۰۵ - چوگان ز مشک بر مه تابان کشیده ای شماره ۳۰۶ - چو بلبل از سر مستی گذشتم سوی گلزاری شماره ۳۰۷ - چو رخسار سمن سیما بشویی شماره ۳۰۸ - در باغ حسن سرو روانی به راستی شماره ۳۰۹ - دی بر در دلدار نشستیم زمانی شماره ۳۱۰ - دلا امید آن دارم که روی دلستان بینی شماره ۳۱۱ - دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی شماره ۳۱۲ - زهی بوقت سخن لعلت از در افشانی شماره ۳۱۳ - زلف مشکین بر بنا گوش چو سیم افکنده ئی شماره ۳۱۴ - زهی ملک لطافت را وجودت نازنین شاهی شماره ۳۱۵ - ساقیا موسم عیدست بده ساغر می شماره ۳۱۶ - ساقی قدح می که درو هست صفائی شماره ۳۱۷ - صبا چو با سر زلف تو کرد همرازی شماره ۳۱۸ - گر من ز بند عشقت تو یکروز رستمی شماره ۳۱۹ - گر نشینم با تو در خلوت بشادی یکدمی شماره ۳۲۰ - لعل لبش کزو بچکد آب زندگی شماره ۳۲۱ - من ندیدم نشنیدم که بود در چمنی شماره ۳۲۲ - ماهرویا گه آنست که رخ بنمائی شماره ۳۲۳ - نگارینا نمیشاید ترا گفتن برخ ماهی شماره ۳۲۴ - یا رب کراست چون تو نگاری شکرلبی