هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل عاشقانه بیان میکند که حاضر است جان خود را فدای معشوق کند، اما ایمان و عشق خود را از دست ندهد. او عشق به معشوق را برتر از هر چیزی میداند و حتی حاضر نیست یک لحظه وصال معشوق را با جهانیان معامله کند. شاعر همچنین از درد هجران و اشتیاق به دیدار معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۷۵ - گر مرا جان رود اندر پی جانان از دست
گر مرا جان رود اندر پی جانان از دست
وصل جانان نتوان داد بصد جان از دست ۱
مهر روی چو مهت رونق ایمان منست
بدهم جان ندهم رونق ایمان از دست ۲
یک دل اهل نظر در همه آفاق نماند
که نبردی تو پریچهره بدستان از دست ۳
چون توانی که دهی داد دل شیفتگان
بده ایدوست مده فرصت امکان از دست ۴
جان بگیر از من و بوسی بده و باک مدار
گر دهد لعل تو یکبوسه ارزان از دست ۵
تا بدیدم من سودا زده لطفی که تراست
شد بیکباره دلم در هوس آن از دست ۶
یکدمه وصل ترا من بجهانی ندهم
بهر دیوی که دهد ملک سلیمان از دست ۷
چون خضر گر برهم از ظلمات شب هجر
ندهم تا بزیم چشمه حیوان از دست ۸
وصل جانان نتوان داد بصد جان از دست ۱
مهر روی چو مهت رونق ایمان منست
بدهم جان ندهم رونق ایمان از دست ۲
یک دل اهل نظر در همه آفاق نماند
که نبردی تو پریچهره بدستان از دست ۳
چون توانی که دهی داد دل شیفتگان
بده ایدوست مده فرصت امکان از دست ۴
جان بگیر از من و بوسی بده و باک مدار
گر دهد لعل تو یکبوسه ارزان از دست ۵
تا بدیدم من سودا زده لطفی که تراست
شد بیکباره دلم در هوس آن از دست ۶
یکدمه وصل ترا من بجهانی ندهم
بهر دیوی که دهد ملک سلیمان از دست ۷
چون خضر گر برهم از ظلمات شب هجر
ندهم تا بزیم چشمه حیوان از دست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴ - گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست
گوهر بعدی:شماره ۷۶ - لعل شیرین تو پیرایه در عدن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.