هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از روزگار سخت و غم‌انگیز خود می‌گوید و از عشق بی‌پاسخ و درد فراق شکایت می‌کند. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های دلنشین، مانند آهوی رمیده و سرو سهی، احساسات خود را به تصویر می‌کشد و آرزو می‌کند که حتی پس از مرگ نیز با یاد معشوق زنده شود.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۱۸ - روزگاریکه بهجران توأم میگذرد

روزگاریکه بهجران توأم میگذرد
فلک آنروز مبادا که ز عمرم شمرد ۱

هر چه بر خاطر من بگذرد از شرح نیاز
مردم چشم من از اشک بنم میسترد ۲

من همانروز که دیدم رخ زیبای ترا
گفتم اینست که دل از غم او جان نبرد ۳

بکرشمه نظری می بکند چشم خوشت
همچو آهوی رمیده که ز پس مینگرد ۴

گل بدوران تو از حسن خود ار لاف زند
به نسیمی ز توأش باد صبا پرده درد ۵

بسته زلف تو شد دل مزنش ناوک چشم
مرغ در دام چو افتاد برون می نپرد ۶

چون بمیرم ز غمت زنده شوم بار دگر
گر بخاکم ز سر کوی تو بادی گذرد ۷

نتوان تافت رخ از دوست که دشمن ز پی است
دل بدو گر نبرد راه طمع هم نبرد ۸

گر نخورد ابن یمین بر ز وصالت چه عجب
تو سهی سروی و از سرو کسی بر نخورد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - روز و شب از دو چشم من گر همه سیل خون شود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - زلفت از سنبل تر گرد سمن پرچین کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.