هوش مصنوعی:
این متن یک شعر ستایشآمیز است که به مدح و ستایش یک شخصیت بزرگ (احتمالاً یک پادشاه یا حاکم) میپردازد. شاعر از الطاف و کرم این شخصیت، تأثیر مثبت او بر مردم ضعیف، و ویژگیهای برجستهای مانند جود و سخا، عزم و حزم، و سعادت ازلی سخن میگوید. همچنین، متن بر اهمیت استفاده از زمان و فرصتها تأکید دارد.
رده سنی:
16+
این متن به دلیل استفاده از زبان و اصطلاحات پیچیده شعر کلاسیک فارسی و مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی، برای مخاطبان با سنین پایین ممکن است قابل درک نباشد. مخاطبان نوجوان و بزرگسال با دانش ادبیات فارسی بهتر میتوانند از آن بهرهمند شوند.
شماره ٩ - باهل خطه فریومد از طریق رضا
باهل خطه فریومد از طریق رضا
مگر به عین عنایت نظر فکند خدا ۱
که آفتاب سپهر کرم بطالع سعد
فکند سایه الطاف خود برین ضعفا ۲
ستوده آصف ایام عز دولت و دین
که زیبدش که کند پادشاهی وزرا ۳
زهی کریم نهادی که بر بسیط زمین
سپهر با همه دیده ندید مثل تو را ۴
توئی که بر چمن جان هر که زنده دلست
ز فیض ابر سخای تو رست مهر گیا ۵
تویی چنان که اگر ذره ای شود موجود
ز عزم و حزم تو در پیکر زمین و سما ۶
زمین شود چو سما بیقرار و سرگردان
سما شود چو زمین با وقار و پا بر جا ۷
گذشت بر دل من یک سخن بخواهم گفت
خدایگان ز ره لطف اگر کند اصغا ۸
سعادت ازلی با عماد دولت و دین
جهان رادی و مردی سپهر جود و سخا ۹
ز بدو فطرت و آغاز آفرینش او
مقارنست و برین حال واقفست و گوا ۱۰
سعادتی نه همانا که به تواند بود
ز اتفاق ملاقاتت ای خجسته لقا ۱۱
بکام دل ز جهان داد عیش بستانید
که هست بر گذر این سخت کوش سست وفا ۱۲
زمان دولت و اقبال مغتنم شمرید
میفکنید از امروز کار بر فردا ۱۳
مگر ز بخت شما نیز باید ابن یمین
فراغتی که نواند گزارد فرض دعا ۱۴
چو روزگار که تفریق و جمع شیوه اوست
نمی زند نفسی بی رضای رأی شما ۱۵
مگر به عین عنایت نظر فکند خدا ۱
که آفتاب سپهر کرم بطالع سعد
فکند سایه الطاف خود برین ضعفا ۲
ستوده آصف ایام عز دولت و دین
که زیبدش که کند پادشاهی وزرا ۳
زهی کریم نهادی که بر بسیط زمین
سپهر با همه دیده ندید مثل تو را ۴
توئی که بر چمن جان هر که زنده دلست
ز فیض ابر سخای تو رست مهر گیا ۵
تویی چنان که اگر ذره ای شود موجود
ز عزم و حزم تو در پیکر زمین و سما ۶
زمین شود چو سما بیقرار و سرگردان
سما شود چو زمین با وقار و پا بر جا ۷
گذشت بر دل من یک سخن بخواهم گفت
خدایگان ز ره لطف اگر کند اصغا ۸
سعادت ازلی با عماد دولت و دین
جهان رادی و مردی سپهر جود و سخا ۹
ز بدو فطرت و آغاز آفرینش او
مقارنست و برین حال واقفست و گوا ۱۰
سعادتی نه همانا که به تواند بود
ز اتفاق ملاقاتت ای خجسته لقا ۱۱
بکام دل ز جهان داد عیش بستانید
که هست بر گذر این سخت کوش سست وفا ۱۲
زمان دولت و اقبال مغتنم شمرید
میفکنید از امروز کار بر فردا ۱۳
مگر ز بخت شما نیز باید ابن یمین
فراغتی که نواند گزارد فرض دعا ۱۴
چو روزگار که تفریق و جمع شیوه اوست
نمی زند نفسی بی رضای رأی شما ۱۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۵
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٨ - بیا ز ابن یمین ای دوست بشنو
گوهر بعدی:شماره ١٠ - بر کاتبان خویشتن املای بد مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.