هوش مصنوعی:
در این شعر، گوینده از خوابآلودگی خود در برابر نور خورشید دفاع میکند و از یار مهربانش میپرسد که چرا به این موضوع توجه میکند. سپس اشاره میکند که در طبیعت، غزالان نیز بدون حضور آنها به زندگی خود ادامه میدهند.
رده سنی:
همه سنین
این متن یک شعر ساده و زیبا است که مضامین طبیعت و روابط انسانی را بهصورتی غیرپیچیده بیان میکند و برای همه سنین قابل درک و لذتبردن است.
شماره ٣٢ - یکی گفت با من که خورشید تافت
یکی گفت با من که خورشید تافت
ترا سر پر از خواب مستی چرا ؟ ۱
بدو گفتم ای مهربان یار من
ترا چیست با من در این ماجرا ؟ ۲
بسی بی من و تو درین مرغزار
غزاله کند چون غزالان چرا ۳
ترا سر پر از خواب مستی چرا ؟ ۱
بدو گفتم ای مهربان یار من
ترا چیست با من در این ماجرا ؟ ۲
بسی بی من و تو درین مرغزار
غزاله کند چون غزالان چرا ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٣١ - هر که در مال میکند ضنت
گوهر بعدی:شماره ٣٣ - ای جوانبختی که در خلوتسرای کاینات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.