هوش مصنوعی:
شاعر از شهریار کامکار میخواهد که سخنی از ابن یمین را بشنود و پاسخ دهد. او بیان میکند که شهریار را قبلهگاه جان خود قرار داده است تا همیشه فال نیک بزند و سعادت را در چهره او ببیند. شاعر تأکید میکند که شهریار نیکخواه اوست و هرچه بخواهد محقق میشود، و آرزو میکند که هیچ چشم بدی به او نرسد.
رده سنی:
16+
این متن یک شعر کلاسیک فارسی است که دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است و درک آن نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. بنابراین برای نوجوانان و بزرگسالانی که با این سبک آشنا هستند مناسب است.
شماره ١٣١ - شهریارا کامکارا یک سخن ز ابن یمین
شهریارا کامکارا یک سخن ز ابن یمین
بشنو و پاسخ بگو ای جان فدای پاسخت ۱
قبله جان از جهان ز آن کرد درگاه ترا
تا همی بیند بفال سعد روی فرخت ۲
نیکخواه تست و خواهد بود چون داری روا
کو بود بیموجیی چون چشم بد دور از رخت ۳
بشنو و پاسخ بگو ای جان فدای پاسخت ۱
قبله جان از جهان ز آن کرد درگاه ترا
تا همی بیند بفال سعد روی فرخت ۲
نیکخواه تست و خواهد بود چون داری روا
کو بود بیموجیی چون چشم بد دور از رخت ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
۲۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ١٣٠ - شنیدم صفات تو عاشق شدم
گوهر بعدی:شماره ١٣٢ - شکر ایزد اگر نماند زرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.