هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از خدمت به معشوق و ناامیدی از وفاداری او سخن میگوید. او اشاره میکند که سالها با عشق و وفاداری خدمت کرده، اما معشوق هیچ توجهی نکرده و این باعث ناامیدی و تردید در ارزش خدمت به دیگران شده است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که تنها تکیهگاه واقعی، خالق است و نباید به مخلوقات امید بست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوع ناامیدی و دلشکستگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ١٣۴ - صاحبا بنده را بخدمت تو
صاحبا بنده را بخدمت تو
سخنی هست عرضه خواهم داشت ۱
مهر مهر تو بر نگین دلش
چند سال است تا زمانه نگاشت ۲
هرگز از شیوه هوا داری
یکسر موی در خلل نگذاشت ۳
بدگمانش که سر بدولت تو
خواهد از خاک بر فلک افراشت ۴
راستی صد امید داشت بتو
خود کج آمد هر آنچ می پنداشت ۵
چون ندید از تو هیچ تربیتی
فکر بر حال روزگار گماشت ۶
شد یقینش که خدمت مخلوق
نرساند بشام قوت ز چاشت ۷
هر که داند که خالقی دارد
کم مخلوق بایدش انگاشت ۸
سخنی هست عرضه خواهم داشت ۱
مهر مهر تو بر نگین دلش
چند سال است تا زمانه نگاشت ۲
هرگز از شیوه هوا داری
یکسر موی در خلل نگذاشت ۳
بدگمانش که سر بدولت تو
خواهد از خاک بر فلک افراشت ۴
راستی صد امید داشت بتو
خود کج آمد هر آنچ می پنداشت ۵
چون ندید از تو هیچ تربیتی
فکر بر حال روزگار گماشت ۶
شد یقینش که خدمت مخلوق
نرساند بشام قوت ز چاشت ۷
هر که داند که خالقی دارد
کم مخلوق بایدش انگاشت ۸
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۸
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ١٣٣ - صاحبا همت تو یکچندی
گوهر بعدی:شماره ١٣۵ - صاحبا گر چه از ضعیفی تن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.