خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد فراق و رنج هجران میگوید که دل و جانش را سوزانده و خراب کرده است. او اشاره میکند که اشکهایش همیشه جاری است و زمانه همچنان بر آتش دلش میدمد. با این حال، امیدوار است که روزگار بیش از این بر او سخت نگیرد.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و درد فراق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ٢٨٠ - دمی نمیگذرد کاین دل کباب مرا
دمی نمیگذرد کاین دل کباب مرا
زمانه زاتش هجران کبابتر نکند ۱
همیشه ساغر چشمم پر آب باشد لیک
نمیرود نفسی تا پر آبتر نکند ۲
خراب شد دل و جانم ز محنت ایام
هنوز نیکم اگر ز این خرابتر نکند ۳
زمانه زاتش هجران کبابتر نکند ۱
همیشه ساغر چشمم پر آب باشد لیک
نمیرود نفسی تا پر آبتر نکند ۲
خراب شد دل و جانم ز محنت ایام
هنوز نیکم اگر ز این خرابتر نکند ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٢٧٩ - دو دوست با هم اگر یکدلند در همه حال
گوهر بعدی:شماره ٢٨١ - دامن مرد کاهلی چو گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.