خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری از ابن یمین است که درباره ارزش آزادی و قناعت در مقابل ثروت و قدرت سخن میگوید. شاعر تأکید میکند که بار سنگین دنیوی، طلا و نقره، غذای لذیذ پادشاهان و حتی سلطنت مصر در برابر آزادی و کرامت انسانی ارزشی ندارند. او همچنین به ارزش گوهرهای درونی و همت بلند اشاره میکند که از جان نیز باارزشترند.
مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی موجود در این شعر برای درک و تجزیهوتحلیل به بلوغ فکری نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند پیامهای مربوط به آزادی، قناعت و ارزشهای انسانی را درک کنند.
شماره ٢٨٨ - دلا بار گران بر گردن جان
دلا بار گران بر گردن جان
منه چندان که چندانی نیرزد ۱
به سیم و زر مشو بسیار مایل
که آنها کندن کانی نیرزد ۲
طعام چرب و شیرین سلاطین
جواب تلخ دربانی نیرزد ۳
به کنج بندگی آزاد بنشین
که ملک مصر زندانی نیرزد ۴
مرا خیزد ز بحر دل گهرها
که هر یک زان کم از جانی نیرزد ۵
ولی با همت اصحاب دولت
به قیمت گوهری نانی نیرزد ۶
دریغ ابن یمین جاییکه آنجا
دو صد دانا به نادانی نیرزد ۷
منه چندان که چندانی نیرزد ۱
به سیم و زر مشو بسیار مایل
که آنها کندن کانی نیرزد ۲
طعام چرب و شیرین سلاطین
جواب تلخ دربانی نیرزد ۳
به کنج بندگی آزاد بنشین
که ملک مصر زندانی نیرزد ۴
مرا خیزد ز بحر دل گهرها
که هر یک زان کم از جانی نیرزد ۵
ولی با همت اصحاب دولت
به قیمت گوهری نانی نیرزد ۶
دریغ ابن یمین جاییکه آنجا
دو صد دانا به نادانی نیرزد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٢٨٧ - دوش در تنگنای عقل مرا
گوهر بعدی:شماره ٢٨٩ - در جهان کهن از عامه نو کیسه بسی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.