هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دل خود که به دنبال آزادی بود، اما در نهایت در بند طبیعت و محدودیت‌هایش گرفتار شد، سخن می‌گوید. او با تصاویری مانند نقطه و پرگار، سرگشتگی و دوری از خود را به تصویر می‌کشد. در نهایت، با وجود احساس گناه، به بخشش خداوند امیدوار است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.

شماره ۴٨٠ - آن دل که داشتم ز وی آزادگی طمع

آن دل که داشتم ز وی آزادگی طمع
در چار میخ طبع گرفتار دیدمش ۱

چون نقطه تا نهاد قدم در میان کار
سرگشته گرد خویش چو پرگار دیدمش ۲

وقتست اگر چو سایه نشیند بگوشه ئی
ز آنک آفتاب بر سر دیوار دیدمش ۳

حاجت بگلشنش نبود چون ز روی و موی
بشکفته شنبلید و سمنزار دیدمش ۴

با اینهمه چو ابن یمین گر چه مجرم است
واثق بعفو شامل دادار دیدمش ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴٧٩ - هر کرا همت بلند بود
گوهر بعدی:شماره ۴٨١ - ای بسا فیلسوف کارآگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.