هوش مصنوعی:
این متن یک گفتگوی شاعرانه بین دو نفر است که یکی از درد و رنجهای طولانی خود میگوید و دیگری پاسخ میدهد که تنها مونس اوست. با این حال، سختیهای عشق و جدایی باعث رنجش شده و یادآوری روزگار وصال، اشک و خون از چشمانش جاری میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۵٩٠ - پیام داد بکس کیر اژدها پیکر
پیام داد بکس کیر اژدها پیکر
که ای کشیده بعمر دراز آزارم ۱
توئیکه جز در تو کهف خود نمیدانم
در آنزمان که بسختی همی رسد کارم ۲
جواب دادش و گفتا چه سخت دل یاری
بیا که جز تو کسی نیست مونس غارم ۳
ولی تمامت عضوم خدای سنگ کناد
بغیر باد گر از عشق تو بکف دارم ۴
فرو چکد سبکت آب شرم از دیده
گر آنچه در پس من کرده ئی بپیش آرم ۵
هوای من به پس پشت اگر چه افکندی
هنوز من حق صحبت زیاد نگذارم ۶
ز روزگار وصالت چو یاد میآرم
هزار قطره خونین ز دیده میبارم ۷
که ای کشیده بعمر دراز آزارم ۱
توئیکه جز در تو کهف خود نمیدانم
در آنزمان که بسختی همی رسد کارم ۲
جواب دادش و گفتا چه سخت دل یاری
بیا که جز تو کسی نیست مونس غارم ۳
ولی تمامت عضوم خدای سنگ کناد
بغیر باد گر از عشق تو بکف دارم ۴
فرو چکد سبکت آب شرم از دیده
گر آنچه در پس من کرده ئی بپیش آرم ۵
هوای من به پس پشت اگر چه افکندی
هنوز من حق صحبت زیاد نگذارم ۶
ز روزگار وصالت چو یاد میآرم
هزار قطره خونین ز دیده میبارم ۷
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۷
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵٨٩ - پیشتر زین بسی صدور و عظام
گوهر بعدی:شماره ۵٩١ - پیشتر زین چند گاهی دل پریشان داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.