هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربیات خود در سفر به دور دنیا میگوید و بیان میکند که در هیچکجا نشانهای از انسانیت ندیده است. او به ناپایداری دنیا و تغییرات سریع آن اشاره میکند و تأکید میکند که حتی بزرگان و پادشاهان نیز روزی به خاک افتادهاند. در نهایت، شاعر نتیجه میگیرد که از دنیا فقط گذر کردن و دیدن خوب و بد آن را پسندیده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناپایداری دنیا و مرگ ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۵٩۴ - جهان بگشتم و آفاق سر بسر دیدم
جهان بگشتم و آفاق سر بسر دیدم
نه مردمم اگر از مردمی اثر دیدم ۱
برین صحیفه مینا بخامه خورشید
نگاشته سخنی خوش بآب زر دیدم ۲
که ای بدولت ده روزه گشته مستظهر
مباش غره که از تو بزرگتر دیدم ۳
کسیکه تاج بسر داشت بامداد پگاه
نماز شام ورا خشت زیر سر دیدم ۴
ز روزگار و جهانم همین پسند آمد
که زشت و خوب و بد و نیک بر گذر دیدم ۵
نه مردمم اگر از مردمی اثر دیدم ۱
برین صحیفه مینا بخامه خورشید
نگاشته سخنی خوش بآب زر دیدم ۲
که ای بدولت ده روزه گشته مستظهر
مباش غره که از تو بزرگتر دیدم ۳
کسیکه تاج بسر داشت بامداد پگاه
نماز شام ورا خشت زیر سر دیدم ۴
ز روزگار و جهانم همین پسند آمد
که زشت و خوب و بد و نیک بر گذر دیدم ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵٩٣ - جمعی که در تصور اوهام نامدی
گوهر بعدی:شماره ۵٩۵ - چو در دنیا نخواهد ماند چیزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.