هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناتوانی انسان در برابر تقدیر و سرنوشت سخن میگوید. او بیان میکند که چه سکوت کنی و چه اعتراض، نتیجهای جز رنج و اسارت ندارد. همچنین، اشاره میکند که حتی اگر روزی از این وضعیت رهایی یابی، باز هم نشانههایی از ذلت بر تو باقی خواهد ماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، مضامین مربوط به تقدیر و ناتوانی انسان ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد.
شماره ٧٢٠ - چه کنی با فلک عتاب که من
چه کنی با فلک عتاب که من
نیک بد حال گشتم از فن تو ۱
گر خموشی چو باز پیشه کنی
دست شاهان بود نشیمن تو ۲
ور بر آری خروش چون بلبل
هست زندان تنگ مسکن تو ۳
رو که گردون فراغتی دارد
از بلند و ز پست کردن تو ۴
هم ز خود بین اگر فتد روزی
طوق یا غل ذل بگردن تو ۵
نیک بد حال گشتم از فن تو ۱
گر خموشی چو باز پیشه کنی
دست شاهان بود نشیمن تو ۲
ور بر آری خروش چون بلبل
هست زندان تنگ مسکن تو ۳
رو که گردون فراغتی دارد
از بلند و ز پست کردن تو ۴
هم ز خود بین اگر فتد روزی
طوق یا غل ذل بگردن تو ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٧١٩ - پدری با پسر بشفقت گفت
گوهر بعدی:شماره ٧٢١ - چرخ دولابیست پنداری جهان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.