هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از روزهای گذشته یاد میکند که صاحبقران (شخصی مهم و قدرتمند) به او توجه میکرد و با کرم و بخشش خود، غمهایش را برطرف میساخت. شاعر از تغییر رفتار این شخص ابراز ناراحتی میکند و از محروم شدن از لطف او شکایت دارد. او همچنین از صفا و مهربانی گذشتهی این شخص یاد میکند و از وضعیت فعلی خود گله میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ٨٨٧ - یاد ایامی که دروی صاحب صاحبقران
یاد ایامی که دروی صاحب صاحبقران
گاهگاهی التفاتی سوی چاکر داشتی ۱
حاتم ثانی جلال ملک و دین کان کرم
آنکه هر روزم ز روز رفته بهتر داشتی ۲
گر هزاران غم رسیدی بر دل ابن یمین
از دلش یکیک بدست مکرمت برداشتی ۳
بیگنه با من ندانم تا شرنگ افشان چراست
آنکه گفتاری بشیرینی چو شکر داشتی ۴
از رهی بد خدمتیی چون نیامد در وجود
تا ز طبع نازک او چشم کیفر داشتی ۵
پس چرا از سایه لطف خودم محروم داشت
آنکه با من صفوت خورشید خاور داشتی ۶
کی چو من عیسی دمی کردی درینمنزل مقام
گر ببودی اش خری یا اجره خر داشتی ۷
گاهگاهی التفاتی سوی چاکر داشتی ۱
حاتم ثانی جلال ملک و دین کان کرم
آنکه هر روزم ز روز رفته بهتر داشتی ۲
گر هزاران غم رسیدی بر دل ابن یمین
از دلش یکیک بدست مکرمت برداشتی ۳
بیگنه با من ندانم تا شرنگ افشان چراست
آنکه گفتاری بشیرینی چو شکر داشتی ۴
از رهی بد خدمتیی چون نیامد در وجود
تا ز طبع نازک او چشم کیفر داشتی ۵
پس چرا از سایه لطف خودم محروم داشت
آنکه با من صفوت خورشید خاور داشتی ۶
کی چو من عیسی دمی کردی درینمنزل مقام
گر ببودی اش خری یا اجره خر داشتی ۷
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۷
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٨٨۶ - یکی پرسید ز افلاطون بگاه نزع کای دانا
گوهر بعدی:شماره ٨٨٨ - یعلم الله که در وفا داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.