خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از سعدی، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از دلبستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید و حتی حاضر است جان خود را فدای او کند. او از شکستهای عاطفی و جفاهای معشوق نیز گلایه میکند، اما همچنان عشق خود را حفظ کرده و از توبه کردن از این عشق امتناع میورزد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و شکایت عاطفی نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۱۰۴ - مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست
مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست
هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست ۱
چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم
که یاد مینکند عهد آشیان ای دوست ۲
گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت
به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست ۳
دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست
بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست ۴
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود
هنوز مهر تو باشد در استخوان ای دوست ۵
جفا مکن که بزرگان به خردهای ز رهی
چنین سبک ننشینند و سرگران ای دوست ۶
به لطف اگر بخوری خون من روا باشد
به قهرم از نظر خویشتن مران ای دوست ۷
مناسب لب لعلت حدیث بایستی
جواب تلخ بدیعست از آن دهان ای دوست ۸
مرا رضای تو باید نه زندگانی خویش
اگر مراد تو قتلست وارهان ای دوست ۹
که گفت سعدی از آسیب عشق بگریزد
به دوستی که غلط میبرد گمان ای دوست ۱۰
که گر به جان رسد از دست دشمنانم کار
ز دوستی نکنم توبه همچنان ای دوست ۱۱
هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست ۱
چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم
که یاد مینکند عهد آشیان ای دوست ۲
گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت
به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست ۳
دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست
بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست ۴
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود
هنوز مهر تو باشد در استخوان ای دوست ۵
جفا مکن که بزرگان به خردهای ز رهی
چنین سبک ننشینند و سرگران ای دوست ۶
به لطف اگر بخوری خون من روا باشد
به قهرم از نظر خویشتن مران ای دوست ۷
مناسب لب لعلت حدیث بایستی
جواب تلخ بدیعست از آن دهان ای دوست ۸
مرا رضای تو باید نه زندگانی خویش
اگر مراد تو قتلست وارهان ای دوست ۹
که گفت سعدی از آسیب عشق بگریزد
به دوستی که غلط میبرد گمان ای دوست ۱۰
که گر به جان رسد از دست دشمنانم کار
ز دوستی نکنم توبه همچنان ای دوست ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۳ - ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۵ - آب حیات من است خاک سر کوی دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.