هوش مصنوعی:
این متن به توصیف حالات عاشقانه و عاطفی یک فرد میپردازد که درگیر عشق و غمهای ناشی از آن است. فرد مورد نظر در حالتی از سرگشتگی و بیقراری به سر میبرد و از عقل و منطق دور شده است. او به رغم نصایح دیگران، همچنان در مسیر عشق و شور خود پیش میرود و به توصیهها توجهی نمیکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، مفاهیم مرتبط با سرگشتگی و بیقراری عاطفی نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۱۳۴ - دلی که دید که پیرامن خطر میگشت
دلی که دید که پیرامن خطر میگشت
چو شمع زار و چو پروانه در به در میگشت ۱
هزار گونه غم از چپ و راست دامنگیر
هنوز در تک و پوی غمی دگر میگشت ۲
سرش مدام ز شور شراب عشق خراب
چو مست دایم از آن گرد شور و شر میگشت ۳
چو بیدلان همه در کار عشق میآویخت
چو ابلهان همه از راه عقل بر میگشت ۴
ز بخت بی ره و آیین و پا و سر میزیست
ز عشق بیدل و آرام و خواب و خور میگشت ۵
هزار بارش از این پند بیشتر دادم
که گرد بیهده کم گرد و بیشتر میگشت ۶
به هر طریق که باشد نصیحتش مکنید
که او به قول نصیحت کنان بتر میگشت ۷
چو شمع زار و چو پروانه در به در میگشت ۱
هزار گونه غم از چپ و راست دامنگیر
هنوز در تک و پوی غمی دگر میگشت ۲
سرش مدام ز شور شراب عشق خراب
چو مست دایم از آن گرد شور و شر میگشت ۳
چو بیدلان همه در کار عشق میآویخت
چو ابلهان همه از راه عقل بر میگشت ۴
ز بخت بی ره و آیین و پا و سر میزیست
ز عشق بیدل و آرام و خواب و خور میگشت ۵
هزار بارش از این پند بیشتر دادم
که گرد بیهده کم گرد و بیشتر میگشت ۶
به هر طریق که باشد نصیحتش مکنید
که او به قول نصیحت کنان بتر میگشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۲۳
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳ - خیال روی توام دوش در نظر میگشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۵ - آن را که میسر نشود صبر و قناعت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.