هوش مصنوعی:
شاعر از بیخوابی و گریههای شبانه خود میگوید و از این که معشوقش از او دوری کرده است شکایت دارد. او از رفتار سرکشانه و خشم معشوق مینالد و با وجود درد و رنج، به این وضعیت رضایت داده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۱ - چشمم از گریه دوش ناسودست
چشمم از گریه دوش ناسودست
تا سحر گه سرشک پالودست ۱
گر نخفتست چشم من شاید
چشم او باری از چه نغنودست ۲
روزها شد که آن نگارین روی
بمن آن روی خوب ننمودست ۳
بی سبب رخ ز من نهان دارد
می ندانم که این که فرمودست ۴
گفتم از چشم بد نگه دارش
مگر آن چشم چشم من بودست ۵
سرکشی بود عادتش همه عمر
خشم و دشنام نو در افزودست ۶
راضیم گر چه پای بازگرفت
باری از درد سر بر آسودست ۷
تا سحر گه سرشک پالودست ۱
گر نخفتست چشم من شاید
چشم او باری از چه نغنودست ۲
روزها شد که آن نگارین روی
بمن آن روی خوب ننمودست ۳
بی سبب رخ ز من نهان دارد
می ندانم که این که فرمودست ۴
گفتم از چشم بد نگه دارش
مگر آن چشم چشم من بودست ۵
سرکشی بود عادتش همه عمر
خشم و دشنام نو در افزودست ۶
راضیم گر چه پای بازگرفت
باری از درد سر بر آسودست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - بی مه روی تو چشمم همچو ابربهمنست
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - رخ خوب تو چشم عقل دردوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.