شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که نگاه و جمال او چنان تأثیری بر او گذاشته که گویی چشم عقلش را دوختهاند. همچنین، از زلف و ابروی معشوق بهعنوان نمادهای جذابیت و تیرهای عشق یاد میکند که قلب و جانش را مجروح کردهاند. در پایان، اشاره میکند که درد و رنج او ناشی از عشقی است که با اندازههای معمولی نمیگنجد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و استعارههای شعری است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'تیر مژگان' و 'پیکان در جگر' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۲ - رخ خوب تو چشم عقل دردوخت
مرا از جمله خوبان دیده بردوخت ۱
بیک ناوک سر زلف دوتایت
روان و جان و دل در یکدگردوخت ۲
کمان ابروی تو تیر مژگان
چنانم زد که پیکان در جگر دوخت ۳
همه درد سرم زانست کاین عشق
کلاه ما نه بر مقدار سر دوخت ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.