هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و اندوه خود میگوید که چگونه چرخ روزگار و عشق بیاختیار، همه چیز را از او گرفتهاند، از جمله معشوقهاش، آرامش و حتی دلش. او از هجران و جدایی شکایت میکند و احساس میکند که حتی طبیعت (ابر) از گریههایش شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان اندوه و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۸ - چرخ از من قرار من بستد
چرخ از من قرار من بستد
تا ز دستم نگار من بستد ۱
ماه مشگین عذار من بربود
سروچابک سوار من بستد ۲
خود دلی داشتم من از همه چیز
عشق بی اختیار من بستد ۳
گله کردست ابر از چشمم
که به یک بار کار من بستد ۴
هجر میکرد قصد جانم و چرخ
یار او گشت و یار من بستد ۵
تا ز دستم نگار من بستد ۱
ماه مشگین عذار من بربود
سروچابک سوار من بستد ۲
خود دلی داشتم من از همه چیز
عشق بی اختیار من بستد ۳
گله کردست ابر از چشمم
که به یک بار کار من بستد ۴
هجر میکرد قصد جانم و چرخ
یار او گشت و یار من بستد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - برم امشب که آن سروسهی بود
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - دلم از دیده برون می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.