هوش مصنوعی:
این شعر از عاشقانههای کلاسیک فارسی است که در آن شاعر از درد دل و رنج عشق شکایت میکند. او از بیوفایی معشوق و تحمل ناپذیری این رنجها میگوید و از معشوق میخواهد که با بیرحمی رفتار نکند. همچنین، شاعر اشاره میکند که حتی اگر هزاران جان داشته باشد، باز هم تحمل رنج عشق برایش دشوار است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و بیوفایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۴ - دل جفا بیش بر نمی تابد
دل جفا بیش بر نمی تابد
جان غم خویش بر نمیتابد ۱
مکن ایجان و دیده بی نمکی
کاین دل ریش بر نمیتابد ۲
جانطلب میکنی مکن کایننفس
داور از پیش بر نمیتابد ۳
گفتمت بوسه گفتیم جانی
به بیندیش بر نمیتابد ۴
به بیرزد هزارجان لیکن
کار درویش بر نمیتابد ۵
جان غم خویش بر نمیتابد ۱
مکن ایجان و دیده بی نمکی
کاین دل ریش بر نمیتابد ۲
جانطلب میکنی مکن کایننفس
داور از پیش بر نمیتابد ۳
گفتمت بوسه گفتیم جانی
به بیندیش بر نمیتابد ۴
به بیرزد هزارجان لیکن
کار درویش بر نمیتابد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳ - نه چون رخ رنگینت گل در چمنی باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - زنجیر چو آنزلف پراکنده نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.