هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و ناراحتیهای ناشی از دوری معشوق میگوید. او از باد سرد و اشکهایش یاد میکند که دلش را مانند خاکستر بر آتش میسوزاند. همچنین، از جور روزگار و زلف معشوق شکایت دارد و زیباییهای معشوق را توصیف میکند. در پایان، اشاره میکند که معشوق از او پرسیده حالش چگونه است و او پاسخ میدهد که چون فراموشش نکرده، حالش بد نیست.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل احساسات و مضامین شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۶ - بی تو عیشم سخت ناخوش میرود
بی تو عیشم سخت ناخوش میرود
صد ستم بر جان غمکش میرود ۱
دل ز باد سرد و آب چشم من
همچو خاکستر بر آتش میرود ۲
روزگار من ز جور زلف تو
همچو زلف تو مشوش میرود ۳
لاله تو می زرِه پوشد ازانک
نرگست با تیر و ترکش میرود ۴
پای زلف تو که دارد کز ستم
در رکابش چرخ سرکش میرود ۵
چرخ در حسنت تماشا میکند
چشم پروین زینجهة شش میرود ۶
دوش گفتی بی منت چونست حال
چون فرامش نیستم خوش میرود ۷
صد ستم بر جان غمکش میرود ۱
دل ز باد سرد و آب چشم من
همچو خاکستر بر آتش میرود ۲
روزگار من ز جور زلف تو
همچو زلف تو مشوش میرود ۳
لاله تو می زرِه پوشد ازانک
نرگست با تیر و ترکش میرود ۴
پای زلف تو که دارد کز ستم
در رکابش چرخ سرکش میرود ۵
چرخ در حسنت تماشا میکند
چشم پروین زینجهة شش میرود ۶
دوش گفتی بی منت چونست حال
چون فرامش نیستم خوش میرود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵ - هر که او عشق ترا نشناسد
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - تو گر سرد چندین بگوئی نشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.