خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و جدایی مینالد و بیان میکند که دلش در غم عشق میسوزد و عشق، صبر و داراییاش را از او گرفته است. او از سرنوشت و قضای الهی شکایت دارد که همه را درگیر غم و درد میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۹۷ - باز دل در غم جان می پیچد
باز دل در غم جان می پیچد
باز در عشق فلان می پیچد ۱
یارب این باره کجا دارد عزم
که دگرباره عنان می پیچد ۲
همه در زلف بتان پیچد ازان
چون سر زلف بتان می پیچد ۳
برد از من دل و صبر و زر و سیم
جان بماندست و در آن می پیچد ۴
کس ز دستش نزید تا غم او
چون قضا در همگان میپیچد ۵
باز در عشق فلان می پیچد ۱
یارب این باره کجا دارد عزم
که دگرباره عنان می پیچد ۲
همه در زلف بتان پیچد ازان
چون سر زلف بتان می پیچد ۳
برد از من دل و صبر و زر و سیم
جان بماندست و در آن می پیچد ۴
کس ز دستش نزید تا غم او
چون قضا در همگان میپیچد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - زلف تو بر عارض تو پای بازی میکند
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - هجران تو ای پسر نگوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.