هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و جدایی سخن میگوید، جایی که یار بیسبب پیمان میشکند و عاشق از ضعف و ناتوانی مینالد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند رشته عهد، سرو و چمن، و چنگ، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، موضوعات جدایی و اندوه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۰۱ - جان من گوئی زتن می بگسلد
جان من گوئی زتن می بگسلد
یار من هرگه زمن می بگسلد ۱
رشته عهدی که خود بندد همی
بی سبب هم خویشتن می بگسلد ۲
تافکند او دامن اندر پای حسن
سرو دامن از چمن می بگسلد ۳
عشقبازی نیک داند دل و لیک
اولین بازی رسن می بگسلد ۴
از ضعیفی گر همی نالم چونای
همچو چنگم رگ ز تن می بگسلد ۵
هرچه گویم بوسه، میگوید که زر
چون کنم اینجا سخن می بگسلد ۶
یار من هرگه زمن می بگسلد ۱
رشته عهدی که خود بندد همی
بی سبب هم خویشتن می بگسلد ۲
تافکند او دامن اندر پای حسن
سرو دامن از چمن می بگسلد ۳
عشقبازی نیک داند دل و لیک
اولین بازی رسن می بگسلد ۴
از ضعیفی گر همی نالم چونای
همچو چنگم رگ ز تن می بگسلد ۵
هرچه گویم بوسه، میگوید که زر
چون کنم اینجا سخن می بگسلد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - بی تو کارم همی بسر نشود
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - رخ تو طعنه بر ماه فلک زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.