خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق نافرجام سخن میگوید. او بیان میکند که بدون حضور معشوق، زندگی برایش سخت و طاقتفرساست و اشکهایش خشک نمیشود. همچنین، تا زمانی که معشوق مانند او عاشق نشود، درد و غم او را درک نخواهد کرد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۱۰۰ - بی تو کارم همی بسر نشود
بی تو کارم همی بسر نشود
دست کس با تو در کمر نشود ۱
زان خیال تو نایدم در چشم
تا از آب دو دیده تر نشود ۲
تا تو اندر نیائی از در من
غم تو از دلم بدر نشود ۳
تا نگردی تو همچو من عاشق
از غم من ترا خبر نشود ۴
دست کس با تو در کمر نشود ۱
زان خیال تو نایدم در چشم
تا از آب دو دیده تر نشود ۲
تا تو اندر نیائی از در من
غم تو از دلم بدر نشود ۳
تا نگردی تو همچو من عاشق
از غم من ترا خبر نشود ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - دورگشت از من آنکه جانم بود
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - جان من گوئی زتن می بگسلد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.