هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد فراق و اشتیاق معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا مانند شکرافشانی لبهای یار، گریستن چشمها از فراق، و فداکاری عاشق، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او آرزو میکند که بتواند جانهای بیشتری را فدای معشوق کند و از وجود خود بگذرد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'بس خون که دل از دیده بر چهره فشاند' ممکن است برای مخاطبان جوان نامناسب باشد.
شماره ۱۰۳ - یارم چو سخن گوید از لب شکر افشاند
یارم چو سخن گوید از لب شکر افشاند
چشمم ز فراق او هر شب گهرافشاند ۱
گرباد نهد روزی در کوی توپا ایجان
بس خاک که از دستت بر فرق سرافشاند ۲
عاشق چو ترا بیند در کیسه نبیند زر
دامن ز وجود خود یکباره برافشاند ۳
بس خون که دل از دیده بر چهره فشاند از تو
ور با تو بود کارش زین بیشتر افشاند ۴
ایکاش دل ما را صد جان عزیزستی
تا هر نفسی بر تو جانی دگر افشاند ۵
باتو سرو زر بازم کانکس که ترا خواهد
چون شمع سراندازد چون برق زرافشاند ۶
چشمم ز فراق او هر شب گهرافشاند ۱
گرباد نهد روزی در کوی توپا ایجان
بس خاک که از دستت بر فرق سرافشاند ۲
عاشق چو ترا بیند در کیسه نبیند زر
دامن ز وجود خود یکباره برافشاند ۳
بس خون که دل از دیده بر چهره فشاند از تو
ور با تو بود کارش زین بیشتر افشاند ۴
ایکاش دل ما را صد جان عزیزستی
تا هر نفسی بر تو جانی دگر افشاند ۵
باتو سرو زر بازم کانکس که ترا خواهد
چون شمع سراندازد چون برق زرافشاند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲ - رخ تو طعنه بر ماه فلک زد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴ - یارب ار تو خوش درآئی چون بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.