هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که حتی دشنام معشوق برایش ارزشمند است. او از درد دوری و آتش دل مینالد و زندگی بدون معشوق را بیارزش توصیف میکند. همچنین، از دوستی معشوق با دشمنانش شکایت دارد و مرگ را در این شرایط شیرین میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و فراق ممکن است برای کودکان سنگین باشد.
شماره ۱۰۴ - یارب ار تو خوش درآئی چون بود
یارب ار تو خوش درآئی چون بود
نی که این از طبع تو بیرون بود ۱
ذره سایه نیارد پیش تو
ور همه خورشید بر گردون بود ۲
از تو دشنامی بجانی میخرم
زانکه دشنام تو هم موزون بود ۳
بی تو اندر آتش دل غرقه ام
زندگانی بی تو زرین به چون بود ۴
در فراقت آب دیده صرف شد
بعد ازین هر قطره کاید خون بود ۵
دوستی با دشمنانم میکنی
مرگ اگر شیرین بود اکنون بود ۶
نی که این از طبع تو بیرون بود ۱
ذره سایه نیارد پیش تو
ور همه خورشید بر گردون بود ۲
از تو دشنامی بجانی میخرم
زانکه دشنام تو هم موزون بود ۳
بی تو اندر آتش دل غرقه ام
زندگانی بی تو زرین به چون بود ۴
در فراقت آب دیده صرف شد
بعد ازین هر قطره کاید خون بود ۵
دوستی با دشمنانم میکنی
مرگ اگر شیرین بود اکنون بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - یارم چو سخن گوید از لب شکر افشاند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - چگونه عاشقی را جان بماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.