هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و غم عشق مینالد. او با وجود رنجهای فراوان، همچنان به عشق و یاد معشوق پایبند است و با وجود ملامتهای دیگران، غم عشق را با آغوش باز میپذیرد. شاعر از نالههای خود مانند نی سخن میگوید و بیان میکند که حتی اگر داروی حیات هم داشته باشد، باز هم زندگی بدون معشوق برایش ارزشی ندارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و غمانگیز است که درک عمیق آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۱ - روز و شب در هجر او غم میخورم
روز و شب در هجر او غم میخورم
وانده آن روی خرم میخورم ۱
در صف دردی کشان درد او
صدقدح خوشخوش بیکدم میخورم ۲
این قفاها بین که از دست غمش
میخورم در هجر و محکم میخورم ۳
باغم او صد ملامت میکشم
تا نگوئی غم مسلم میخورم ۴
گفتمش زلف تو دل از ما ببرد
گفت ورجان میبرد غم میخورم؟ ۵
او چو چنگم در نوازش میزند
من چو نی مینالم و دم میخورم ۶
هم بدم زین بیش نتوان زیستن
ور دم عیسی مریم میخورم ۷
چند توبت کردم ار غم خوردنش
می ندارد فایده هم میخورم ۸
وانده آن روی خرم میخورم ۱
در صف دردی کشان درد او
صدقدح خوشخوش بیکدم میخورم ۲
این قفاها بین که از دست غمش
میخورم در هجر و محکم میخورم ۳
باغم او صد ملامت میکشم
تا نگوئی غم مسلم میخورم ۴
گفتمش زلف تو دل از ما ببرد
گفت ورجان میبرد غم میخورم؟ ۵
او چو چنگم در نوازش میزند
من چو نی مینالم و دم میخورم ۶
هم بدم زین بیش نتوان زیستن
ور دم عیسی مریم میخورم ۷
چند توبت کردم ار غم خوردنش
می ندارد فایده هم میخورم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - هر جور که من ز یار می بینم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - از تو بکبوسه همی درخواهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.