خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج ناشی از عشق و دوری از معشوق است. شاعر از بیقراری، بیصبری و محرومیت خود میگوید و اظهار میکند که بدون عشق معشوق، هیچ خوشحالی و آرامشی ندارد. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند و بر او سایه بیاندازد، چرا که بدون او، زندگی برایش بیمعناست.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۳۴ - ساعتی از عشق تو بی غم نیم
ساعتی از عشق تو بی غم نیم
بیغم و اندوه تو یکدم نیم ۱
صبر و دل و جان بتو دادم کنون
از همه محرومم و محرم نیم ۲
این همه جان کنده ام از بهر وصل
هم ز غم هجر مسلم نیم ۳
هیچ مبادم ز جهان خرمی
گر من از اندوه تو خرم نیم ۴
سایه خود بر من بیدل فکن
کاخر ازین خاک زمین کم نیم ۵
جور مکن بر دل من بیش ازین
گیر که من در همه عالم نیم ۶
گفت که بوسه دهمت رایگان
نی که چنین خام طمع هم نیم ۷
گویم مردم ز غمت گویدم
من چکنم عیسی مریم نیم ۸
بیغم و اندوه تو یکدم نیم ۱
صبر و دل و جان بتو دادم کنون
از همه محرومم و محرم نیم ۲
این همه جان کنده ام از بهر وصل
هم ز غم هجر مسلم نیم ۳
هیچ مبادم ز جهان خرمی
گر من از اندوه تو خرم نیم ۴
سایه خود بر من بیدل فکن
کاخر ازین خاک زمین کم نیم ۵
جور مکن بر دل من بیش ازین
گیر که من در همه عالم نیم ۶
گفت که بوسه دهمت رایگان
نی که چنین خام طمع هم نیم ۷
گویم مردم ز غمت گویدم
من چکنم عیسی مریم نیم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳ - تاکی این فریاد از دست دلم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵ - وای من از دست دل کو نیست در فرمان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.