هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و نافرمانی دل شکایت میکند و از محبت بیپایان و درد بیدرمان خود میگوید. او از این که از معشوق خبری ندارد و نمیداند چگونه با این درد کنار بیاید، اظهار ناراحتی میکند. همچنین، از دوری و جدایی گله کرده و آرزو میکند که جانش فدای معشوق شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۳۵ - وای من از دست دل کو نیست در فرمان من
وای من از دست دل کو نیست در فرمان من
عاقبت هم بر سر دل رفت خواهد جان من ۱
با که گویم محنت هجران بی پایان او
از که جویم چاره این درد بیدرمان من ۲
هر زمان گوید مرا از چیست این افغان تو
بی سبب آخر نباشد اینهمه افغان من ۳
ای نهان گشته ز چشمم نیستم آگه ز تو
از کجا پرسم خبر جان من و جانان من ۴
سخت کاسد گشته بازارمی و شکر کنون
از لب و دندان تو دور از لب و دندان من ۵
جان من بادت فدای جان و من خود کیستم
صد هزارت جان فدا بادا و اول جان من ۶
عاقبت هم بر سر دل رفت خواهد جان من ۱
با که گویم محنت هجران بی پایان او
از که جویم چاره این درد بیدرمان من ۲
هر زمان گوید مرا از چیست این افغان تو
بی سبب آخر نباشد اینهمه افغان من ۳
ای نهان گشته ز چشمم نیستم آگه ز تو
از کجا پرسم خبر جان من و جانان من ۴
سخت کاسد گشته بازارمی و شکر کنون
از لب و دندان تو دور از لب و دندان من ۵
جان من بادت فدای جان و من خود کیستم
صد هزارت جان فدا بادا و اول جان من ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - ساعتی از عشق تو بی غم نیم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - لحظه آن سنبل از گل وا فکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.