هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درخواستهای شاعر از معشوق است. شاعر از معشوق میخواهد که نور وجودش را بتاباند، عاشقان را سیراب کند و به او توجه نشان دهد. همچنین، شاعر به گناهان خود اعتراف کرده و طلب بخشش میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ادبیات کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۶ - لحظه آن سنبل از گل وا فکن
لحظه آن سنبل از گل وا فکن
واتشی در پیر و در برنا فکن ۱
پرتوی از نور رخسارت بتاب
غلغلی در عالم بالا فکن ۲
زاب آن چاه زنخدان چو سیم
قطره در نرگس شهلا فکن ۳
عاشقان را شربت جلاب ده
شکری زان لعل در دریا فکن ۴
در هوایت ذره سرگشته ام
آفتابا سایه بر ما فکن ۵
سر همی با ما گران داری چرا
چون جنایت افکنی پیدا فکن ۶
گرگناهی کرده ام اعلام کن
ور غباری هست بر صحرا فکن ۷
با لبت گفتم که بوسی بخش گفت
گر شتابی نیست با فردا فکن ۸
واتشی در پیر و در برنا فکن ۱
پرتوی از نور رخسارت بتاب
غلغلی در عالم بالا فکن ۲
زاب آن چاه زنخدان چو سیم
قطره در نرگس شهلا فکن ۳
عاشقان را شربت جلاب ده
شکری زان لعل در دریا فکن ۴
در هوایت ذره سرگشته ام
آفتابا سایه بر ما فکن ۵
سر همی با ما گران داری چرا
چون جنایت افکنی پیدا فکن ۶
گرگناهی کرده ام اعلام کن
ور غباری هست بر صحرا فکن ۷
با لبت گفتم که بوسی بخش گفت
گر شتابی نیست با فردا فکن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - وای من از دست دل کو نیست در فرمان من
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - خون شد زفرقت تو دل مهربان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.