خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن حاضر بیانگر درد و رنج شاعر از رفتار ناعادلانه و بیوفایی دوست یا معشوق است. شاعر از دشمنیها و بدگوییهای اطرافیان شکایت دارد و از معشوق میخواهد که به حرفهای دشمنان گوش ندهد. او همچنین از بیتوجهی و سردی معشوق گلایه میکند و از عشق بیپاسخ خود مینالد.
متن حاوی مفاهیم عاطفی پیچیده، گلایههای عاشقانه و اشارات به دشمنی و بدگویی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و اجتماعی برای درک کامل دارند.
شماره ۱۳۹ - سخن بی غرض از من بشنو
سخن بی غرض از من بشنو
بر دشمن مشو ایدوست مشو ۱
دشمنان راه بدت آموزند
مشنو هرزه دشمن مشنو ۲
با تو امشب ندبی خواهم باخت
جان زمن بوسه ز تو خصل وگرو ۳
چند گوئی تو که خیزم بروم
دل من وا ده و برخیز وبرو ۴
این چه شیوه است که بنهادی باز
وین چه راهست که آوردی نو ۵
هر بیک چند درآی از در من
چند دشنام بده گرم و بدو ۶
گویم ای خام چو کاهم ز غمت
گوئی ای سوخته بر من بدوجو ۷
بر دشمن مشو ایدوست مشو ۱
دشمنان راه بدت آموزند
مشنو هرزه دشمن مشنو ۲
با تو امشب ندبی خواهم باخت
جان زمن بوسه ز تو خصل وگرو ۳
چند گوئی تو که خیزم بروم
دل من وا ده و برخیز وبرو ۴
این چه شیوه است که بنهادی باز
وین چه راهست که آوردی نو ۵
هر بیک چند درآی از در من
چند دشنام بده گرم و بدو ۶
گویم ای خام چو کاهم ز غمت
گوئی ای سوخته بر من بدوجو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - برو ای یار دلارام برو
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - ای زگرد ماه مشگ آویخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.