خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و جمال معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق آن بر دلها را توصیف میکند. شاعر از زیباییهای معشوق مانند موهایش و تأثیر آن بر عاشقان میسراید و همچنین از درد و رنج عشق و ناتوانی در گریز از آن سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۴۰ - ای زگرد ماه مشگ آویخته
ای زگرد ماه مشگ آویخته
وی بگرد لاله عنبر پیخته ۱
هرکجا عکس جمالت برفتاد
صورت صد یوسفست انگیخته ۲
ای بسا دلهای جان افشان که هست
بردو زلفت سرنگون آویخته ۳
رخت عشقت هر کجا آمد فرود
عافیت زان ناحیت بگریخته ۴
زلف تو بر پیخت دست روزگار
دست او کس جز قدر ناپیخته ۵
چون توان از عاشقی بگریختن
عشق با اجزای جان آمیخته ۶
چند ازین عاشق کشی رحمی بکن
ای هزاران خون ناحق ریخته ۷
وی بگرد لاله عنبر پیخته ۱
هرکجا عکس جمالت برفتاد
صورت صد یوسفست انگیخته ۲
ای بسا دلهای جان افشان که هست
بردو زلفت سرنگون آویخته ۳
رخت عشقت هر کجا آمد فرود
عافیت زان ناحیت بگریخته ۴
زلف تو بر پیخت دست روزگار
دست او کس جز قدر ناپیخته ۵
چون توان از عاشقی بگریختن
عشق با اجزای جان آمیخته ۶
چند ازین عاشق کشی رحمی بکن
ای هزاران خون ناحق ریخته ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - سخن بی غرض از من بشنو
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - دلم بستان و آنگه عشوه میده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.