خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از عشق و وصال سخن میگوید و از معشوق میخواهد که شرم و حیا را کنار بگذارد و به عشق او پاسخ دهد. همچنین، از درد فراق و انتظار مینالد و از معشوق میخواهد که با دیگران نشست و برخاست نکند و تنها به او توجه کند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد. همچنین، درک عمیق از اشعار کلاسیک نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۲ - رخ برون از پس نقاب مده
رخ برون از پس نقاب مده
بیش ازین شرم آفتاب مده ۱
خواب خرگوش اگر دهی مارا
جز ازان چشم نیم خواب مده ۲
تشنگان وصال را چو دهی
بجز از راه دیده آب مده ۳
چیست عشوه بهر یکی بوسه
نه خدائی تو؟ کم عذاب مده ۴
دل بصد دوستی ز من بستان
پس سلام مرا جواب مده ۵
با حریفان خویش خوش بنشین
بار ما خود بهیچ باب مده ۶
ما بجان بوسه همی خواهیم
گر نبینی همی صواب مده ۷
بیش ازین شرم آفتاب مده ۱
خواب خرگوش اگر دهی مارا
جز ازان چشم نیم خواب مده ۲
تشنگان وصال را چو دهی
بجز از راه دیده آب مده ۳
چیست عشوه بهر یکی بوسه
نه خدائی تو؟ کم عذاب مده ۴
دل بصد دوستی ز من بستان
پس سلام مرا جواب مده ۵
با حریفان خویش خوش بنشین
بار ما خود بهیچ باب مده ۶
ما بجان بوسه همی خواهیم
گر نبینی همی صواب مده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - دلم بستان و آنگه عشوه میده
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - عشق تو و محنتی ز سر تازه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.