هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از غمهای تازه و بیاندازهای مینالد که به دلش هجوم آوردهاند و احساس شرم از وجود خود دارد. این شعر حالتی دردآلود و عاشقانه دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
شماره ۱۴۳ - عشق تو و محنتی ز سر تازه
عشق تو و محنتی ز سر تازه
در شهر فکنده باز آوازه ۱
سبحان الله که هر غمی کاید
چون پای برون نهد ز دروازه ۲
یکسر سوی دل همیرود گویم
هان کیست منم کئی غم تازه ۳
ننگم زوجود خویش میآید
کاین کار زحد گذشت و اندازه ۴
در شهر فکنده باز آوازه ۱
سبحان الله که هر غمی کاید
چون پای برون نهد ز دروازه ۲
یکسر سوی دل همیرود گویم
هان کیست منم کئی غم تازه ۳
ننگم زوجود خویش میآید
کاین کار زحد گذشت و اندازه ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - رخ برون از پس نقاب مده
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - چشم من چون بخت تو ناخفته به
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.