هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلتنگی خود سخن میگوید و از دوری معشوق شکایت میکند. او آرزو میکند که اگر شرایط بهتر بود، میتوانست به معشوق نزدیکتر باشد و از عشق او بهرهمند شود. همچنین، شاعر به زیباییهای معشوق مانند موهای مشکی و لبهای شیرین اشاره میکند و از جنگ و نزاع با دوست ابراز پشیمانی میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۸ - دست من اگر همچو دلم تنگ نبودی
دست من اگر همچو دلم تنگ نبودی
جز درسر آنزلف شبه رنگ نبودی ۱
زان تنگ شکرجانم بی بهره نماندی
گرخوی تو همچون دهنت تنگ نبودی ۲
گفتی خجلم زان بر تو کمترک آیم
باشد چه خوش این عذر اگر لنگ نبودی ۳
بس دورفتادیم ازان روی چو ماهت
ور رای تو بودی غم فرسنگ نبودی ۴
گویند که در صلح دهی بوسه بر آن لب
گردوست رها کردی خود جنگ نبودی ۵
جز درسر آنزلف شبه رنگ نبودی ۱
زان تنگ شکرجانم بی بهره نماندی
گرخوی تو همچون دهنت تنگ نبودی ۲
گفتی خجلم زان بر تو کمترک آیم
باشد چه خوش این عذر اگر لنگ نبودی ۳
بس دورفتادیم ازان روی چو ماهت
ور رای تو بودی غم فرسنگ نبودی ۴
گویند که در صلح دهی بوسه بر آن لب
گردوست رها کردی خود جنگ نبودی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - عشق بر من بزیان آوردی
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - ای که در عشق صبر فرمائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.