هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از بیتابی و ناتوانی در صبر در عشق سخن میگوید. او از زیبایی و جذابیت معشوق چنان میگوید که حتی طبیعت (لاله و ماه) نیز در برابر آن سر تعظیم فرود میآورند. شاعر همچنین از درد دوری و ناممکن بودن وصال معشوق مینالد و غم ناشی از این عشق را بیان میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۵۹ - ای که در عشق صبر فرمائی
ای که در عشق صبر فرمائی
من ندارم سر شکیبائی ۱
بی رخ آنکه جان بدو زنده ست
صبر را کی بود توانائی ۲
لاله از شرم اوست سوخته دل
ماه از رشگ اوست سودائی ۳
گفت با چشمش آفتاب که تیغ
من زنم یاتو، هان چه فرمائی ۴
مه در آیینه فلک چو بدید
روی او گفت آه رسوائی ۵
نخورم خار او که همچون گل
همه بد عهدی است و رعنائی ۶
از تو حاصل چونیست جز غم دل
از تو دوری به ارچه زیبائی ۷
چون محالست صحبت خورشید
ماه را نیست به ز تنهائی ۸
من ندارم سر شکیبائی ۱
بی رخ آنکه جان بدو زنده ست
صبر را کی بود توانائی ۲
لاله از شرم اوست سوخته دل
ماه از رشگ اوست سودائی ۳
گفت با چشمش آفتاب که تیغ
من زنم یاتو، هان چه فرمائی ۴
مه در آیینه فلک چو بدید
روی او گفت آه رسوائی ۵
نخورم خار او که همچون گل
همه بد عهدی است و رعنائی ۶
از تو حاصل چونیست جز غم دل
از تو دوری به ارچه زیبائی ۷
چون محالست صحبت خورشید
ماه را نیست به ز تنهائی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - دست من اگر همچو دلم تنگ نبودی
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - خیز کاندر دلبری بر عهد و پیمان نیستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.