هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از بیوفایی و ناپایداری در عشق و دوستی شکایت میکند. شاعر از تغییر رفتار معشوق و نبود وفاداری در او گلایه دارد و احساس میکند که معشوق همیشه در حال نبرد و آشتیهای مکرر است، بدون آنکه ثباتی در رفتارش باشد. همچنین، شاعر از این که معشوق به وعدههای خود عمل نکرده است، ابراز ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاطفی پیچیده مانند بیوفایی، ناپایداری در روابط و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۶۰ - خیز کاندر دلبری بر عهد و پیمان نیستی
خیز کاندر دلبری بر عهد و پیمان نیستی
وه که اندر دوستی یکروی و یکسان نیستی ۱
از لبت کس بوسهای نستد کزو جان نستدی
با چنین دندان مرا باری به دندان نیستی ۲
هر نفس جنگی بر آری، هر زمان صلحی کنی
کافرا تا چند ازین، آخر مسلمان نیستی؟ ۳
گفتی آنگه دست گیرم کت در آید دل ز پای
شد ز دست این کار و تو هم بر سر آن نیستی ۴
وه که اندر دوستی یکروی و یکسان نیستی ۱
از لبت کس بوسهای نستد کزو جان نستدی
با چنین دندان مرا باری به دندان نیستی ۲
هر نفس جنگی بر آری، هر زمان صلحی کنی
کافرا تا چند ازین، آخر مسلمان نیستی؟ ۳
گفتی آنگه دست گیرم کت در آید دل ز پای
شد ز دست این کار و تو هم بر سر آن نیستی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - ای که در عشق صبر فرمائی
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - دیدی که عاقبت سر آن هم نداشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.