شنیدم که اخترشناسی به روم

شنیدم که اخترشناسی به روم
همین کرد دعویّ کشف علوم ۱

زنش بود بیرون ز ستر عفاف
که مردیّ شوهر نبودش کفاف ۲

ز خانه به بازار راهش فتاد
به زیبا جوانی نگاهش فتاد ۳

شگفت آمدش از رخ آن جوان
که چون سرو بار آورد ارغوان؟! ۴

چو خط مه چارده ساله دید
به گرد مه چارده هاله دید ۵

شدش کار از آن یک نگه ساخته
سوی خانه برگشت دل‌باخته ۶

نیارست در خانه ماندن دمی
فزودی دمادم غمش را غمی ۷

به بازار شد باز چون رهزنان
زنند اینچنین مرد را ره زنان! ۸

نه از نام یاد آمدش نه ز ننگ
گل عصمتش از هوس باخت رنگ ۹

حقوق زن و شوییش شد زیاد
به روی جوان وصل را در گشاد ۱۰

ره آن جوان زد به افسونگری
به شیشه در آورد از افسون پری ۱۱

به هم، عمری این نرد می‌باختند
دل از وصل هم شاد می‌ساختند ۱۲

یکی روز آن تازه سرو جوان
ز دنبال زن شد به منزل روان ۱۳

زن و شوی را هر دو در خانه دید
به یک خانه آن شمع و پروانه دید ۱۴

نشسته در ایوان بت ماه چهر
گرفته به کف شوی میزان مهر ۱۵

به طرزی خوش آن شاه ملک طراز
نهان سوی خود خواند زن را به ناز ۱۶

زن از دیدن او چنان گشت شاد
که بلبل ز دیدار گل بامداد ۱۷

ز نظّاره‌ی سرو بالای او
در افتاد چون سایه بر پای او ۱۸

زدی بوسه بر پای او دم به دم
ازو خواستی عذر رنج قدم ۱۹

نهان برد از شوی او را به بام
چو بر بام افلاک ماه تمام ۲۰

به پیش هم آن رشک حور و پری
نشستند چون زهره و مشتری ۲۱

کشیدند از رخ نقاب حجاب
به هم کام بخش و ز هم کامیاب ۲۲

به ناگاه از بام دید آن جوان
به آن ساده دل مردک ناتوان ۲۳

که می‌گیرد از آفتاب ارتفاع
ولی غافل از کار آن اجتماع ۲۴

ترازوی خورشید چون دید ماه
به سر پنجه‌ای پیر گم کرده راه ۲۵

سطرلاب، کش جم لقب جام کرد
هم اسکندر آیینه‌اش نام کرد ۲۶

ز وضع سطرلابش آمد شگفت
سر زلف مشکین آن زن گرفت ۲۷

به او گفت: در دست این مرد چیست؟!
بگو سود کاری که او کرد چیست؟! ۲۸

زنش گفت: شوی من ناسپاس
ستاره شمار است و اخترشناس ۲۹

کند وزن اختر ترازوی او
دهد گردش چرخ بازوی او ۳۰

مقیم مقام فلک جاهی است
کزین نیلگون بامش آگاهی است ۳۱

به پاسخ چنین گفتش آن هوشمند
که: ای ساده دل دلبر نوشخند ۳۲

عجب کان که از اخترش کام نیست
از آن بام آگه، وزین بام نیست؟! ۳۳
تعداد ابیات: ۳۳
کانال گوهرین در ایتا
۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶ - بخیلی شنیدم یکی روز، چاشت
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - شنیدم که: آزاده‌ای پاک‌زاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.