هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجهای عاطفی و اضطراب خود سخن میگوید و از گریه به عنوان راهی برای تسکین درد یاد میکند. او از عشق نافرجام و تأثیر آن بر زندگی خود مینویسد و از طبیعت به عنوان نمادی از امید و ناامیدی استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵ - ز گریه منع مکن دیده ی پر آب مرا
ز گریه منع مکن دیده ی پر آب مرا
که برطرف کنی از کشتن اضطراب مرا ۱
مرا بسوز پس از کشتنم نه سیمابم
مگر به آب دهد کلبه ی خراب مرا ۲
شکفته دیدم گل های داغ و دانستم
که سوی من نظری هست آفتاب مرا ۳
ز دیده منت شب زنده داری از چه کشم
که غمزه ی تو به تاراج برد خواب مرا ۴
گداخت پیکرم از جوش خون چه چاره کنم
که شیشه تاب نمی آورد شراب مرا ۵
که برطرف کنی از کشتن اضطراب مرا ۱
مرا بسوز پس از کشتنم نه سیمابم
مگر به آب دهد کلبه ی خراب مرا ۲
شکفته دیدم گل های داغ و دانستم
که سوی من نظری هست آفتاب مرا ۳
ز دیده منت شب زنده داری از چه کشم
که غمزه ی تو به تاراج برد خواب مرا ۴
گداخت پیکرم از جوش خون چه چاره کنم
که شیشه تاب نمی آورد شراب مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - از آن در سینه دارم دل که باشد درد و داغ آنجا
گوهر بعدی:شماره ۶ - به هر قتلم یک نفس بس نرگس جانانه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.