هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه عمیق خود میگوید. او از گریههایش، ترس از طرد، و آرزوی نزدیکی به معشوق سخن میگوید. احساس تنهایی، ناامیدی، و درد عشق در ابیات مشهود است. شاعر حتی به مقایسهی خود با پرندهای کوچک (هندلیب) میپردازد که از خس و خاشاک لانه میسازد. در نهایت، او از ضعف و ناتوانی در بیان احساساتش مینالد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'سگان' و 'استخوان' ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند.
شماره ۷ - چون گرم گریه کردم چشم گهرفشان را
چون گرم گریه کردم چشم گهرفشان را
انداختم به ساحل چون موج آسمان را ۱
ترسم زننگ ننهد دیگر بر آستان پا
ورنه به بوسه زحمت میدادم آستان را ۲
تا زودتر بسوزی ای برق آه او را
چون عندلیب از خس میسازم آشیان را ۳
گر بودی از سگانش امید التفاتی
کی بود تاب بودن در سینه استخوان را ۴
جان را نبود قوت کز سینه تا لب آید
از چاک سینه صد در بررخ گشوده جان را ۵
انداختم به ساحل چون موج آسمان را ۱
ترسم زننگ ننهد دیگر بر آستان پا
ورنه به بوسه زحمت میدادم آستان را ۲
تا زودتر بسوزی ای برق آه او را
چون عندلیب از خس میسازم آشیان را ۳
گر بودی از سگانش امید التفاتی
کی بود تاب بودن در سینه استخوان را ۴
جان را نبود قوت کز سینه تا لب آید
از چاک سینه صد در بررخ گشوده جان را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - به هر قتلم یک نفس بس نرگس جانانه را
گوهر بعدی:شماره ۸ - سوختم ترسم که رویش دیده باشد بی نقاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.