هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق، سنگدلی او و رنجهای عاطفی خود مینالد. همچنین، به مفاهیمی مانند اسارت در عشق، ناتوانی در رهایی و مرگ عاشقانه اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸ - ز ضعف تن مژه ام را بهم رسیدن نیست
ز ضعف تن مژه ام را بهم رسیدن نیست
نبستن مژه از مرده بهم دیدن نیست ۱
خوشم به سنگدلیهای او که درد مرا
دل ار نه سنگ بود، طاقت شنیدن نیست ۲
مرا جفای تو پا بسته تر کند، آری
چو پر بسوزد پروانه را پریدن نیست ۳
بخون طپیدن بسمل، یقین نمود مرا
که بعد کشته شدن نیز آرمیدن نیست ۴
چه شد که از رخ او گل نچیده ام کان گل
برای زینت باغست، بهر چیدن نیست ۵
تأسفت که بر روزگار رفته خورد
برای کشته شدن صید را طپیدن نیست ۶
چگونه آه کشم، کانچنان گرفتارم
بدست غم که مجال نفس کشیدن نیست ۷
نبستن مژه از مرده بهم دیدن نیست ۱
خوشم به سنگدلیهای او که درد مرا
دل ار نه سنگ بود، طاقت شنیدن نیست ۲
مرا جفای تو پا بسته تر کند، آری
چو پر بسوزد پروانه را پریدن نیست ۳
بخون طپیدن بسمل، یقین نمود مرا
که بعد کشته شدن نیز آرمیدن نیست ۴
چه شد که از رخ او گل نچیده ام کان گل
برای زینت باغست، بهر چیدن نیست ۵
تأسفت که بر روزگار رفته خورد
برای کشته شدن صید را طپیدن نیست ۶
چگونه آه کشم، کانچنان گرفتارم
بدست غم که مجال نفس کشیدن نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - لب ز کوثر ترنمی سازیم ما تا آن آتش است
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - یار شادان رفت و با خود جان ناشادم نبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.