هوش مصنوعی:
این متن دربارهٔ عشق و رنجهای ناشی از آن است. شاعر بیان میکند که با ورود عشق به سینه، هوسها از بین میروند و آتش عشق همه چیز را میسوزاند. او از نگاه معشوق میگوید که همه را سوزانده و تفاوتی بین عاشق و هوسباز باقی نگذاشته است. در نهایت، شاعر اشاره میکند که دلش مرده و قفس شکسته است، زیرا دیگر مرغی در قفس باقی نمانده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهٔ عاطفی دارد.
شماره ۲۸ - در سینه که عشق درآمد هوس نماند
در سینه که عشق درآمد هوس نماند
در وادی که آتشی افتاد خس نماند ۱
در سینه بود با تو نفس رشک داشتم
چندان کیدم آه که دیگر نفس نماند ۲
از هر طرف که می نگرم در مقابلی
زان چون گذشتم از تو نگه باز پس نماند ۳
دردا که از نگاه تو هرکس که بود سوخت
فرقی میان عاشق و صاحب هوس نماند ۴
تا دل نمرد چاک نزد یار سینه ام
اکنون قفس شکست که مرغ قفس نماند ۵
در وادی که آتشی افتاد خس نماند ۱
در سینه بود با تو نفس رشک داشتم
چندان کیدم آه که دیگر نفس نماند ۲
از هر طرف که می نگرم در مقابلی
زان چون گذشتم از تو نگه باز پس نماند ۳
دردا که از نگاه تو هرکس که بود سوخت
فرقی میان عاشق و صاحب هوس نماند ۴
تا دل نمرد چاک نزد یار سینه ام
اکنون قفس شکست که مرغ قفس نماند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - دوزم شکاف سینه چو دل جلوه گاه کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - به افسون بخت من چین از جبین باز نگشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.