هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و درد عشق ناکام میگوید. او احساس میکند که بخت با او یار نیست و هرچه تلاش میکند، به وصال معشوق نمیرسد. همچنین، خود را در مقایسه با دیگران خوار و بیارزش میداند و احساس میکند که حتی برای سوختن در آتش عشق نیز کسی به فکر او نیست.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و احساس پوچی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۹ - به افسون بخت من چین از جبین باز نگشاید
به افسون بخت من چین از جبین باز نگشاید
بلی از هر نسیمی گل درین گلزار نگشاید ۱
چنان بگرفته در آغوش چشمم نقش رخسارش
که از یکدیگر او را مژده دیدار نگشاید ۲
همین فرق است از منصور تا من که آن چنان خوارم
که بهر سوختن هم کس مرا از دار نگشاید ۳
زمن هر ذره خواهان غم و ترسم که چون جایی
هجوم مشتری شد کاروانی بار نگشاید ۴
هوسناکان وصال دوست می جویند عاشق را
سرت گردم، گره بر کار زن تاکار نگشاید ۵
بلی از هر نسیمی گل درین گلزار نگشاید ۱
چنان بگرفته در آغوش چشمم نقش رخسارش
که از یکدیگر او را مژده دیدار نگشاید ۲
همین فرق است از منصور تا من که آن چنان خوارم
که بهر سوختن هم کس مرا از دار نگشاید ۳
زمن هر ذره خواهان غم و ترسم که چون جایی
هجوم مشتری شد کاروانی بار نگشاید ۴
هوسناکان وصال دوست می جویند عاشق را
سرت گردم، گره بر کار زن تاکار نگشاید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - در سینه که عشق درآمد هوس نماند
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - دیوار و در آلوده به خون جگرم کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.