هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وفاداری بیقید و شرط خود سخن میگوید، حتی اگر با جفا و رنج همراه باشد. او حاضر است هرچه را معشوق میگوید باور کند و خود را فدای او کند. همچنین از لذتهایی که در این راه پر از خار و رنج یافته است، سخن میگوید و دوستانش او را از ادامه این عشق منع میکنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۲ - باورم آید اگر گوید جفا کمتر کنم
باورم آید اگر گوید جفا کمتر کنم
ساده لوحم هرچه میگویند من باور کنم ۱
شمع سان خاکستر خود ریختم بر سر چرا
خویش را ممنون گلخن بهر خاکستر کنم ۲
سر نهم بر خاک کوی او ازین پس چون نماند
قدرتی کان خاک را برگیرم و بر سر کنم ۳
بس که لذت یافتم از خارخار عشق او
خار بر سر نهم چون تکیه بر بستر کنم ۴
دوستان گویند فکر دلبر دیگر مکن
کو دل دیگر که فکر دلبر دیگر کنم ۵
ساده لوحم هرچه میگویند من باور کنم ۱
شمع سان خاکستر خود ریختم بر سر چرا
خویش را ممنون گلخن بهر خاکستر کنم ۲
سر نهم بر خاک کوی او ازین پس چون نماند
قدرتی کان خاک را برگیرم و بر سر کنم ۳
بس که لذت یافتم از خارخار عشق او
خار بر سر نهم چون تکیه بر بستر کنم ۴
دوستان گویند فکر دلبر دیگر مکن
کو دل دیگر که فکر دلبر دیگر کنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - ما پای در گل از دل دیوانه ی خودیم
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - بر سر کوی تو روزی چند جا می خواستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.